إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٩
آن پيش اين و آن شكايت كند، (كه من فقير و بىبضاعت و مستمند هستم) و چون با كسى بدى كند و خارج از ادب و نزاكت رفتار نمايد معذرت نخواهد، و هر كس باو بدى كند و از وى پوزش و عذر خواهى كند رضايت ندهد، و هنگام انجام دينى و عبادت سستى نمايد، و در معصيت و نافرمانى (من) شجاع و چالاك باشد، و آرزوهايش طولانى و حال آنكه مرگش نزديكست، و از همه بدتر حساب اعمال خود را ندارد (كه در صدد اصلاح بديهاى آن بر آيد) و منفعتش (براى ديگران) خيلى كمست، و سخن بيهوده بسيار ميگويد، و خوف و ترس او (از من) اندكست و خوشحاليش (براى اندكى از دنيا) بسيار.
(آرى) اهل دنيا بر نعمتها شكر نميكنند، بر بلاها صبر ندارند، و مردم را بنظر كوچكى و بديده حقارت مينگرند، و خود را ميستايند بر كارهاى خير و حال آنكه اصلا انجام نميدهند، و مردم را دعوت (بكارهاى خير ميكنند) با اينكه خود بجا نمىآورند، و هميشه سخن از دنيا ميگويند (چون مايل بدنيا ميباشند) و به اندازه مردمان غافل و جاهل ذكر مرا ميگويند و بياد من هستند!! يا أحمد ٦: زشتى و عيب دوستداران دنيا بسيار است، از جمله:
آنكه در تاريكى جهل و نادانى و حماقت غوطهورند، و در برابر استادان و مربيان خود تواضع و فروتنى ننمايند! و خود را عاقل و با خرد دانند! و حال آنكه در نزد مردم با عقل سليم و با معرفت و دانا احمق و نادانند.
يا أحمد ٦: اهل خير و اهل آخرت صورتهايشان لاغر، و حيائشان (از خدا) بسيار، و حماقت و نفهمى ايشان در كارها اندك و نفعشان (براى مردم) زياد، و مكر و حيله و تزوير نميكنند، و مردم از (دست و زبان)