إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٧٣ - باب چهل و هفتم در دعا و بركت و فضيلت آن
كن، آن زن چند روزى صبر كرد، دوباره شرفياب شد و عرضكرد دعا كنيد؟ آن حضرت فرمود صبر را پيشه كن، آن زن چند روز ديگر باز صبر كرد و بار دگر آمد و عرضكرد دعا كنيد بيايد زيرا نيامدنش طول كشيده؟ آن حضرت فرمود مگر نگفتم صبر كن عرضكرد چقدر صبر كنم من ديگر نميتوانم صبر نمايم، آن حضرت فرمود بخانه خود بشتاب كه فرزندت (پس از چند ساعتى) خواهد آمد چون آن زن بخانه خود بازگشت فرزندش از سفر آمد، آن زن با كمال خورسندى خدمت آن حضرت آمد و عرضكرد يا بن رسول اللَّه ٦ آيا بعد از پيغمبر وحى (بشما) نازل مىشود؟ فرمودند (آنچنان كه تو در نظر دارى) وحى نازل نميشود و ليكن رسول خدا ٦ فرموده هر گاه صبر آدمى تمام شود نوبت فرج و گشايش مىشود، و چون تو گفتى ديگر صبر نتوانم كرد دانستم كه خداى تعالى فرج بتو عنايت خواهد فرمود بآمدن فرزندت.
و حقيقت دعا اظهار بنده است احتياج خود را بخداوند با منتها درجه تذلّل و مسكنت و خشوع و هر گاه بندهاى چنين باشد كمال عبوديت را بجا آورده و آن وقت است كه خداوند باندازه و بمقتضاى حكمت و مصلحت حال بنده باو تفضّل خواهد فرمود، زيرا جود و كرم الهى از حكمتش تجاوز نميكند و خداوند منع نمينمايد چيزى را از بندهاش بجهت بخل، بلكه گاه مىشود بمقتضاى حكمت صلاح بنده نيست كه چيزى باو داده شود، زيرا بنده چه بسا از روى هوى و هوس چيزى را سؤال كند، و اگر بهوى و هوس مردم خداوند عطا فرمايد اخلال در نظام عالم پيدا مىشود چنان كه ميفرمايد: وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُ