إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٧٥ - باب چهل و هفتم در دعا و بركت و فضيلت آن
صداى بندهاى را خطاب فرمايد بجبرئيل كه تعجيل كن در حاجتش زيرا من كراهت دارم صداى او را بشنوم، و اين وقتى است كه بنده گناهكار باشد.
و نيز مرويست كه بندهاى خدا را ميخواند و حال آنكه خداوند از او خشمگين است پس دعاى او را رد كند، باز او را بخواند و دعايش رد شود و چون مرتبه سوم خدا را بخواند خداوند فرمايد اجابت كردم دعاى او را زيرا بنده من امتناع دارد كه غير مرا بخواند و حاجت خود را از غير من سؤال كند.
پس (اى برادران) نااميد نشويد از تأخير اجابت دعاى خود، زيرا اجابت دعاى حضرت موسى و هرون ٨ چهل سال بطول انجاميد كه نفرين كردند بر فرعون و پيروانش كه خداوند اموال و زيور آنها را نابود سازد و ايشان را هلاك نمايد.
و منقولست كه تاجرى بود در زمان حضرت رسول ٦ كه توكلا على اللَّه بتنهائى مسافرت ميكرد از مدينه بشام و هيچ وقت با قافلهها هم سفر نميشد تا در يكى از سفرهايش در بين راه برخورد بدزدى كرد و دزد بر او صيحه زد و امر بتوقف او داد، مرد تاجر وحشت كرد و گفت اينك اموال مرا برگير و براه خود برو؟ دزد گفت بلكه تو را هم ميكشم مرد تاجر هر چه التماس كرد پذيرفته نشد! تا آخر الامر اذن گرفت كه چهار ركعت نماز بخواند، پس وضو گرفت و نماز خواند و دو دست را طرف آسمان بلند كرد و گفت: يا ودود يا ودود يا ذا العرش المجيد يا مبدئ يا معيد يا ذا البطش الشديد يا فعّالا لما يريد أسئلك بنور وجهك الذى ملاء اركان عرشك و أسألك بقدرتك التى قدّرت بها على