إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٠
باشد و نگاه كردنش از روى عبرت و پند گرفتن باشد.
و فرمود هر گاه دشمن من چيزى از من بخواهد عجله ميكنم در برآوردن حاجتش زيرا ميترسم ديگرى بر من سبقت گيرد و حاجتش را برآورد، يا اينكه خود او مستغنى شود و ثواب آن از من فوت گردد.
سؤال كردند از آن حضرت صفات زاهد را؟ فرمود: زاهد آن كسى است كه زياده از مخارج روزانه خود چيزى نخواهد و هميشه بياد مرگ و مستعد و مهياى آن باشد.
و فرمود دنيا همانند خواب سبكى را ماند كه بر گوش و دل مستولى نشده باشد (كه ممكن است آدمى از آن بيدار و هوشيار گردد و بازگشت بخدا نمايد و اعمال صالحه بجا آورد) و آخرت كمال بيدارى و هشيارى است (و ليكن براى گناهكار چه سود كه نميتواند از آن نفع برد بواسطه بدى اعمالش) و ما در ميان دنيا و آخرت در خواب و بيدارى هستيم و فرمود نزديكترين حالات انسان بغضب خداوند و اطاعت شيطان وقتى است كه غضب كند (زيرا در آن حال آدمى سخنان زشت ميگويد و حركات قبيحه و افعال ناشايسته ميكند و تهمت بديگران ميزند و چه بسا عملى را انجام دهد كه حد شرعى واجب شود بر او).
عمر بن عبد العزيز[١] روزى خطبه خواند و گفت: اى گروه مردم
[١]. دو نفر باين نام معروفند يكى عمر بن عبد العزيز معروف بزحل و از علماء بوده و خطبه در متن از او است، و يكى عمر بن عبد العزيز هشتمين خليفه اموى؛ و خود را از خلافت خلع كرد و ليكن مردم قبول نكردند و با او بيعت نمودند، و او را أشج بنى اميه و أعدل بنى مروان گويند چون عادلترين و نيكو خصلت و بهترين و نجيبترين امويان بوده، و رد كرد فدك را بحضرت باقر( ع) و منع نمود سب حضرت امير( ع) را كه از زمان معاويه( عل) مرسوم شده بود، و در شب عاشورا سنه ٦١ هجرى متولد گرديده و در دهم رجب سنه ١١٠ در دير سمعانى از توابع حمص مسموما از دنيا رفت- مترجم