إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٥ - باب هفتم در آمال و آرزوها
و ديگرى گفته:
|
يا أيّها المطلق آماله |
من دون آمالك آجال |
|
|
كم أبلت الدنيا و كم جددّت |
فينا و كم تبلى و تغتال |
|
اى كسى كه آمال و آرزو دارى بدان بعد از آمال مرگست چه بسيارى از مردم بودند بدنيا رسيدند و گرفتار شدند و آخر هلاك گرديده و مردند در زمان ما، و چه بسيارى از مردم كه بعد از ما گرفتار و هلاك و فرمود حضرت امام حسين ٧ اى پسر آدم جز اين نيست كه تو مانند روزگارى هر چه برود قسمتى از تو كم ميگردد.
بيكى از بزرگان گفتند چگونه صبح نمودى؟ گفت صبح نمودم در حالى كه غافل از مرگ بودم با گناهانى كه فرا گرفته است مرا و أجلى كه ميشتابيد بسوى من و نميدانم بر چه مشقتى خواهم افتاد و كيست كه حال او بدتر از من باشد و خطرش بيشتر باشد سپس گريه سختى نمود.
و داخل شد ابو العتاهيه شاعر بر ابو نواس در آن مرضى كه از دنيا رفت، گفت چگونه مىبينى خود را؟ ابو نواس با اين اشعار جواب داد:
|
دبّ في الفنى سفلا و علوا |
و أرانى أموت عضوا فعضوا |
|
|
ذهبت جدّتى بطاعة نفسى |
فتذّكرت طاعة اللَّه نضوا |
|
|
ليس من ساعة مضت بى إلّا |
نقصتنى بمرّها لى جزءا |
|
|
قد أسأت كل الاسائة فاللّهمّ |
صفحا عنّا و عفوا عفوا |
|
بيمارى چنان در من اثر كرده كه (تمامى قوا و جوارح بدن) مرا ضعيف نموده از پائين و بالا و مىبينم كه ميميرم عضوى بعد از عضوى (كه روح از عضو عضو بدن من خارج مىشود)، رفت كوشش (و جوانى) من در