إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٨ - باب دوم در زهد و تقوى
ميكند بىنيازى را از دنيا و حال آنكه بىنيازى در خود او است اگر قانع باشد.
و فرمود آن حضرت بخدا قسم اين قدر جامه خود را دادم وصله و پينه زدند كه ديگر حيا ميكردم از وصله زننده آن كه حتى گويندهئى گفت يا على آيا دور نمىافكنى اين جامه را؟ و فرمود زاهدين پادشاهان دنيا و آخرت هستند كسى كه زهد ندارد و ميل بدنيا داشته باشد پس او فقير دنيا و آخرتست.
گفت نوف بن فضاله بكالى[١] بودم شبى حضور امير المؤمنين ٧ پس آن حضرت از فراش خود برخاست نظرى بستارگان فرمود و قرائت نمود: إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ تا آخر آيه[٢] سپس فرمود اى نوف خوابى يا بيدارى؟ گفتم بيدارم. فرمود اى نوف خوشا بحال زاهدان در دنيا كه بآخرت دل بستهاند، و آنها كسانى هستند كه زمين را بساط و فرش، و خاك آن را بستر، و آب آن را شربت گوارا قرار دادهاند و قرآن را شعار خود، و دعا را جلوگير از حوادث و پيش آمدها گردانيدهاند، و دنيا را بعنوان قرض گرفتهاند بر طريقه و همانند حضرت عيسى ٧ (كه بدنيا دلبستگى نداشت و دنيا را از خود جدا كرد) اى نوف خداوند وحى فرمود بحضرت عيسى اينكه بگويد ببنى اسرائيل كه داخل نشوند در عبادتخانه براى عبادت مگر با قلبهاى پاك و جامههاى پاكيزه و زبانهاى راستگو و اعلامشان نمايد كه مستجاب نميشود دعاى كسى كه حقى و مظلمهئى از ديگرى نزد او باشد، اى نوف بدان كه رسول خدا ٦ در اين ساعت از شب (سحر) براى راز و نياز برخاست و فرمود اين ساعتى است
[١]. از صحابه حضرت امير المؤمنين( ع) است
[٢]. ١٨٨- آل عمران