إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥٧ - باب شانزدهم ساعت قيامت و آخر الزمان
و بزرگسالان پير گردند و أعاجم[١] تسليم آن شوند و (آنقدر مردم از دين بيخبر و دور شوند كه) در آن زمان بدعت رواج پيدا كند بطورى كه آن را سنّت و مستحب و جزو دينش بدانند و اگر كسى عمل بسنّت نمايد گويند مرتكب بدعت شده؟ گفتند چه زمانى است آن؟ فرمود زمانى كه آخرت را رها نمايند و دل بدنيا بندند و از عمل آخرت دنيا را بخواهند.
و گفت عبد اللَّه بن عباس بيايد بر مردم زمانى كه سنت بميرد و بدعت زنده شود، بخدا قسم هلاك نميشوند و از بين نميروند مردم مگر بواسطه دانشمندان بد كه مىنشينند سر راه آخرت و نميگذارند مردم توجه بآخرت نمايند و مردم را بشك و ترديد مىاندازند، همانند مرد تشنهاى كه بهبيند ظرف آبى را و اراده كند آشاميدن آن را، پس گويند مبادا بياشامى زيرا أفعى زهر در آن ريخته، و خودشان بياشامند، پس آن مرد تشنه بشك افتد و گويد اگر زهر دارد چرا خودشان مىآشامند و اگر ندارد چرا بمن گفتند: مبادا بياشامى كه زهر دارد.
آرى اين چنين است حال مردم با دانشمندان بد كه وامىدارند مردم را رو از دنيا بگردانند و زهد را پيشه سازند و خودشان رغبت و ميل بدنيا دارند، و منع ميكنند مردم را بخانه واليان و رؤسا نروند و خودشان ميروند بلكه آنها را هم مدح و ثنا ميگويند و افعال آنها را تحسين مينمايند و وعده سلامت بآنها ميدهند و نميگويند بآنها كه ما خوابهاى آشفته ديدهايم كه شماها گرفتار بوديد و چنين و چنان ديديم (شايد آن
[١]. أعاجم جمع عجم، و عجم كسى را گويند كه عرب فصيح نباشد و بهر زبانى كه باشد خواه فارسى و يا تركى و يا بين المللى و غيره و اگر عربى فصيح نبود و لكنت زبان داشت كه كلماتش مفهوم نشود او را نيز عجم گويند- مترجم