إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٠ - باب سيزدهم در كوشش در عمل
مشتاقان است (زيرا مقصودشان فقط زيارة خداوند است) و همانا من اختصاص دارم به محبين (زيرا چيزى را نميخواهند جز خداوند).
و فرمود آن حضرت بر هر قلبى از قلوب مردم شيطانى است، هر گاه آن قلب بياد خدا باشد شيطان از او دور مىشود، و هر گاه بياد خدا نباشد آن شيطان نزديك مىشود و او را وسوسه ميكند و اغوا و گمراهش مينمايد.
و روايت نموده كعب الاحبار[١] كه وحى فرمود خداوند بيكى از پيغمبران كه: اگر لقاى مرا خواستى بايد هميشه ذاكر باشى و مانند غريبان زندگى نمائى (با كسى رفت و آمد نداشته باشى) و محزون از رفتار بد باشى و متوحش باشى كه با كسى انس و الفت نگيرى، همانند مرغانى كه در بيابان بىآب و گياه زندگى ميكنند كه هنگامى كه شب فرا رسيد بمأوى خود ميروند و انس نميگيرند مگر با خداى خود.
و فرمود رسول خدا ٦ بدرستى كه ملائكهها عبور مينمايند بر مجالس ذاكرين پس مىايستند بر بالاى سر ايشان و گريه ميكنند از گريه آنها و آمين ميگويند بدعاى آنها، و پس از اينكه بآسمان رفتند خداى تعالى با اينكه ميداند سؤال فرمايد كجا بوديد؟ گويند پروردگارا تو عالمى كه ما گذر كرديم بر مجلس ذاكرين پس ديديم آنها را كه تسبيح تو را ميگفتند و تقديس تو را مينمودند و طلب عفو و بخشش ميكردند و از آتش خشم و غضب و عذاب جهنم تو ميترسيدند و اميد بثواب داشتند، پس
[١]. كعب بن مانع حميرى معروف بكعب الاحبار از علماى تابعين است و يهودى بود در زمان خلافت عمر بن الخطاب مسلمان شد و از اطرافيان معويه بوده و در سن صد و چهار سالگى سنه ٣٢ در حمص وفات كرد- مترجم