إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٩ - باب سيزدهم در كوشش در عمل
گفت ديدم امام زين العابدين ٧ را هنگامى كه رسيدند بقبرستان گريه سختى نمودند و فرمودند: آه چگونه ضايع كردم عمر خود را در غير طاعت خداوند و عبادت او را بآنچه كه سزاوار بود نكردم تا اينكه نجات يابم از عذاب او و فائز شوم بدرجات عاليه.
(چنين گويد مترجم البته مراد آن حضرت براى توجه مردم است بعبادت و اطاعت پروردگار و إلّا آن حضرت سيد العابدين است و ترك نفرمود ابدا عبادات مستحبه را تا چه رسد بواجب) و گفتار آن حضرت در تفسير اين آيه است كه ميفرمايد: حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ[١] هر گاه يكى از آنها را مرگ فرا رسد خواهد گفت خدايا مرا بدنيا باز گردان تا شايد بتدارك گذشته عمل صالح بجا آورم و صدقه دهم آنچه را كه بارث گذاشتم و تلافى نمايم آنچه را كه ضايع كردم.
پس ملك الموت گويد: كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها- آرى اين گونه سخنان را ميگويد چون مشاهده نموده سكرات مرگ و سختى و تلخى آن را و ميگويد براى ترس و هول عذاب قبر و سؤال نكير و منكر، و اگر هم باز گردد معصيت مينمايد چنان كه ميفرمايد: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ[٢] دروغ ميگويند اگر باز بدنيا برگردند گناه خواهند كرد هم چنان كه ميكردند و بخل ميورزند از صدقه دادن و گرسنگان را
[١]. ٩٨- المؤمنون
[٢]. ٢٨- الانعام