إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٧ - باب سيزدهم در كوشش در عمل
امر فرمايد قبض كند روح جبرائيل و ميكائيل و اسرافيل را، سپس فرمايد چه كسى باقى مانده (و حال آنكه خودش ميداند) ملك الموت گويد بنده ضعيف مسكين تو عزرائيل، خطاب رسد بمير اى ملك الموت، پس ملك الموت صيحه زند كه اگر اين صيحه را مردم پيش از مردن مىشنيدند همه ميمردند و تلخى مرگ در دهانش پيدا شود و گويد اگر ميدانستم در قبض ارواح چنين سخت و تلخست هر آينه مهربانى و مدارا ميكردم بمؤمنين.
پس زمانى كه ديگر هيچ كس نباشد خداى تعالى فرمايد: اى دنيا كجايند پادشاهان و فرزندانشان، و كجايند ظلمكنندگان و متكبران؟
و كجايند كسانى كه اموال جمع نمودند و حقوق واجبه آن را ادا ننمودند؟
سپس فرمايد: لمن الملك اليوم، پادشاهى در اين روز براى كيست؟ چون كسى نباشد كه جواب گويد، پس خود فرمايد: للَّه الواحد القهّار- براى خداى قادر قاهر.
پس آسمانها را درهم پيچد و ستارگان را بهم كوبد و كوهها را متلاشى سازد، و بدل كند اين زمين را بزمينى كه در آن معصيت نشده باشد و بنا حق خونى ريخته نشده باشد و گشاده باشد و كوه و بلندى و گياهى در آن نباشد چنان كه روز اول پهن بود، و همچنين آسمانها را تبديل نمايد چنان كه مىفرمايد: يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ[١] روزى كه بامر خداوند تبديل شود اين زمين بزمين ديگر و هم آسمانها را دگرگون سازد تمام خلق در پيشگاه خداى يكتاى قادر قاهر حاضر شوند.
و باز قرار ميدهد بقدرت كامله خود عرش را بر روى آب همچنان كه
[١]. ٤٧- ابراهيم