إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٢ - باب دهم در ثواب عيادت مريض
و عرض كرد حضرت موسى بن عمران بخداوند كه پروردگارا دوست نميدارم كه بيمار شوم و ضعف و سستى در عبادت من پيدا گردد و هم دوست نميدارم هميشه سالم باشم كه تو را فراموش نمايم، بلكه دوست ميدارم گاهى بيمار باشم كه تو را ياد كنم و گاهى سالم باشم پس ترا شكر نمايم.
و گفته شده است كه بيمار گرديد ابو الدرداء، جمعى او را عيادت نمودند و از او سؤال كردند: از چه شكايت دارى؟ گفت از گناهانم گفتند چه ميل دارى؟ گفت عفو و بخشش خداوند. گفتند: طبيبى بنزد تو حاضر كنيم؟ گفت: طبيب مرا بيمار نموده (چگونه طبيب بنزد من حاضر ميگردانيد) گفتند از او سؤال كن كه چرا بيمارت نموده، گفت پرسيدهام از او و جواب داده كه: هر كارى بخواهم ميكنم (و كسى را نميرسد كه اعتراض كند).
و هم يكى از بزرگان بيمار گرديد باو گفتند آيا مداوا نميكنى (و بنزد طبيب نميروى) گفت قوم عاد (قوم حضرت هود) و ثمود (قوم حضرت صالح) و اصحاب الراس (قوم شعيب) و مردمانى كه بين اينها بودهاند داراى طبيبهاى حاذق و دوا بودند و اكنون هيچ آثارى از آن طبيبها و آن مردم باقى نيست، و اگر دواها مانع درد بودند هيچ گاه نميمردند اطبا و نه پادشاهان با اقتدار.
باب دهم در ثواب عيادت مريض
روايت شده از حضرت صادق ٧ كه فرمود رسول خدا ٦: