إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٠ - باب هشتم در كوتاهى عمر
و فرمود آن حضرت كه خداى تعالى ميفرمايد: حيا ميكنم از مردان و زنانى كه در اسلام پير شده باشند آنها را عذاب نمايم. سپس آن حضرت گريست، عرض كردند چرا گريه ميكنيد؟ فرمود: گريه ميكنم از جهت اينكه خدا حيا ميكند آنها را عذاب نمايد و مردم حيا نميكنند از معصيت و نافرمانى او.
گفتهاند هر كه در جوانى تير مرگ باو اصابت نكرد عقال پيرى او را مقيد ميسازد، و شاعر هم ميگويد:
|
إنّى أرى رقم البلا |
في قرن رأسك قد نزل |
|
|
و أراك تعثر دائما |
في كلّ يوم بالعلل |
|
|
و الشيب و العلل الكثيرة |
من علامات الأجل |
|
|
فاعمل لنفسك أيّها المغر |
ور في وقت العمل |
|
مىبينم نوشته مرگ را كه بر بالاى سرت نازل شده، و مىبينم تو را كه هر روز بواسطه علتى و دردى از جوانى سقوط ميكنى، بدان كه پيرى و سستى اعضاء و جوارح از علائم مرگست، پس اى كه دستت ميرسد كارى بكن و جديت در عبادت نما تا ميتوانى.
و ديگرى گفته:
|
و لقد رأيت صغيرة |
فسترت شيبى بالخمار |
|
|
قالت غبار قد علاك |
فقلت ذا غير الغبار |
|
|
هذا الّذى نقل الملوك |
إلى القبور من الدّيار |
|
روزى دختركى را ديدم پس پوشانيدم موى سر و محاسن سفيد خود را با دستمالى گفت اين نفعى (و وقارى) است كه در تو پيدا شده، گفتم اين