إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥١ - باب چهاردهم در حال مؤمن در هنگام مرگ
راضى است يا نه.
و اعلموا رحمكم اللَّه انّما يتوقّع الصحيح سقما يرد به و موتا من البلاء يدنيه فكانّه لم يكن في الدّنيا ساكن و اليها راكن نزل به الموت فاصبح بين اهله و ولده لا يفهم كلاما و لا يردّ سلاما قد اصفرّ وجهه و شخص بصره و شرح صدره و يبس ريقه و اضطربت اوصاله و فلقت احشاءه و الاحبّة حوله يرى و لا يعرف و يسمع فلا يردّ و ينادى فلا يجيب خلّف القصور و خلّت منه الدّور و حمل الى اعناق الرّجال يسرعون به الى محلّ الاموات و دار الخسران و بيت الوحدة و الغربة و الوحشة ثم قسموا امواله و سكنوا داره و تزوجوا ازواجه و حصّل هو برمسه فرحم اللَّه من جعل الهمّ هما واحدا ثمّ اكل قوته و احسن عمله و قصر امله.
بدانيد- خدا شما را رحمت كند- هر شخص صحيح البدنى منتظر است بيمارى را كه به او وارد شود و مرگى را كه او را به كهنه شدن نزديك كند به نحوى كه گويا اين چنين كس ابدا ساكن دنيا نبوده. مرگ بر او وارد مىشود پس بين اهلش و اولادش دگرگون مىگردد كه كلامى را نمىفهمد و قدرت ردّ سلام ندارد. صورتش زرد شده، چشمهايش قدرت حركت ندارد.
سينهاش متلاشى شده، رطوبتهاى بدنش خشك شده، اعضاى بدنش پراكنده شده و احشائش شكافته شده است. دوستان در اطراف او هستند كه آنها را مىبيند و نمىشناسد، مىشنود و قدرت رد كردن جواب را ندارد، و او را ندا مىكنند و نمىتواند جواب بگويد. قصرها و خانهها را ترك كرده و بر گردن مردان حمل شده و او را به سرعت به محلّه خاموشان و اموات مىبرند. و در خانهاى