إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٣٢ - باب پنجم در ترسانيدن بندگان به وسيله كتاب خدا
و چپ رو برگرداند و فرمود: به خدا قسم دوستان من نيستند مگر اهل تقوا. و گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شما هستند.
و روى انه ٦ لمّا مرض مرضه الّذى مات فيه خرج متعصّبا متعمّدا على يد امير المؤمنين ٧ و الفضل بن عباس فتبعه النّاس. فقال: يا ايها النّاس انّه قد آن منّى حقوق يعنى رحيلا و قد امرت ان استغفر لاهل البقيع ثمّ جاء حتّى دخل البقيع. قال: السّلام عليكم يا اهل التّربة السلام عليكم يا اهل الغربة ليهنئكم ما اصبح النّاس فيه اتت الفتن كقطع اللّيل المظلم يتبع اوّلها آخرها ثم استغفر لهم و اطال الاستغفار و رجع فصعد المنبر و اجتمع النّاس حوله فحمد اللَّه و اثنى عليه ثم قال ايّها الناس انّه قد آن منّى حقوقى فانّ جبرئيل كان يأتينى يعارضنى بالقرآن في كلّ سنة مرّة و انّه قد عارضنى به في هذا السّنة مرّتين و لا اقول ذلك الا لحضور اجلى فمن كان له علىّ دين فليذكره لا عطيه و من كان له عندى عدة فليذكرها اعطه ايها الناس لا يتمنّى متمنّى و لا يدّعى مدّع فإنه و اللَّه لا ينجى الّا العمل و رحمة اللَّه و لو عصيت لهويت ثمّ رفع طرفه الى السّماء و قال اللهمّ هل بلّغت.
روايت شده كه: آن بزرگوار چون مريض شد در مرضى كه در آن به رحمت الهى واصل گرديد از منزل خارج شد در حالتى كه سر مبارك را به عصابه بسته بود و بر شانه امير المؤمنين- ٧- و فضل بن عباس تكيه داده بود. پس مردم به همراه آن حضرت حركت كردند. پس فرمود: اى مردم رفتن من از ميان شما نزديك شده و من مأمور شدهام كه براى اهل بقيع استغفار كنم. پس تشريف آورد تا اين كه وارد بقيع شد. پس فرمود: سلام بر شما اى كسانى كه در اين تربت پاك آرميدهايد. و سلام بر شما اى كسانى