إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٨ - باب دوم در زهد در دنيا
ابن مسعود گويد: اين است و جز اين نيست كه خداى متعال جلّت عظمته تقسيم فرمود در دنيا مدّتهاى كوتاه و كارهاى محفوظ و ضبط شده و مرگ ناگهان مىرسد. پس كسى در دنيا كشت خوب كرده آنچه را كشته از روى ميل و رغبت و خوشنودى درو مىكند. و آن كس كه در دنيا كشت او شرّ و فتنه و گناه و فساد باشد از روى ترس و بيم درو مىكند و نمىداند چه سرنوشت شومى براى او هست، و به هر كس خيرى داده شد بداند كه از طرف خداست و او عطا فرموده. و هر كس از هر گونه شر و فتنه نگاه داشته شد خداست كه او را نگاه داشته است. اهل تقوى بزرگان و بزرگوارانند. و فقهاء كسانى هستند كه بندگان را به سوى رحمت خدا رهبرى مىكنند و هر كس با آنها نشست از آنها استفاده مىكند و بر زيادتى علم و حكمت سرفراز مىشود، و اگر در ما نبود مگر يك گناه هر آينه براى گناهكارى ما كافى بود و آن دوست داشتن ما است چيزى را كه خدا دشمن مىدارد، يعنى دنيا را.
و قد قال النّبى ٦: حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة و مفتاح كلّ سيّئة و سبب احباط كلّ حسنة و العجب انّ اللَّه تعالى يقول: إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ[١]، و النّاس يجمعونها مع علمهم انّهم مفارقوها و محاسبون عليها. و لقد احسن من قال فيها شعرا:
|
هى الدنيا تقول لمن عليها |
حذار حذار من بطشى و فتكى |
|
|
فلا يغرركم حسن ابتسامى |
فقولى مضحك و الفعل مبكى |
|
[١] سوره تغابن، آيه ١٥.