إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٧٩ - باب يازدهم در توبه و شرايط آن
و اگر توبه از حق مردم باشد آن حق را به آنها رد كند اگر زنده باشند. و به ورثه آنها رد كند بعد از مردن آنها اگر عين آن مال موجود باشد. و اگر عين آن تلف شده است مثلش را بدهد. و اگر براى آنها وارثى نباشد به نيابت آنها صدقه بدهد در صورتى كه مقدار آنها را بداند. و اگر مقدار آن را فراموش كرده به قدرى بدهد كه ظن غالب پيدا كند كه مساوى با آن است، يعنى اين قدر بدهد كه يقين كند بيش از آن نيست. و در هر صورت ندامت و پشيمانى از غصب مال مسلمان داشته باشد و تصميم بگيرد كه هرگز به آن عود ننمايد و مثل آن را انجام ندهد. و از خداى متعال طلب مغفرت و آمرزش كند از اين كه از امر او و از امر پيغمبر و امام تعدى نموده چون هر كدام در اين مورد حقّى دارند كه با استغفار ساقط مىشود.
و ان كان توبته عن اخذ عرض او نميمة او بهتان عليهم بكذب فيجب انقياده اليهم و اقراره على نفسه بالكذب عليهم و البهتان و ليستبرئ لهم عن حقهم ان نزلوا او يراضيهم بما يرضون به عنه.
و اگر توبه او از متعرض شدن به آبروى كسى يا سخنچينى بين آنها و بهتان به دروغ بوده باشد، پس در اين صورت واجب است خود را در اختيار آنها قرار دهد و اقرار به خطاى خود بنمايد و دروغ خود را اظهار كند و از آنها طلب رضايت كند كه ذمّه او را برى كنند و حق خود را به او ببخشند. اگر از ناراحتى خود پايين آمدند. و الا آنها را به هر نوعى كه راضى مىشوند از خود راضى كند.
و ان كان عن قتل نفس عمدا او جراح او شىء في ابدانهم فينقاد اليهم