إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥٨ - باب هفتم در كوتاه كردن آرزوها
خداى خود رفته در حالت زيان كارى و تأسف كه به او عارض شده به تحقيق در دنيا و آخرت زيان و ضرر نموده و اين است ضرر آشكار.
و قال اصمعى سمعت اعرابيّا يقول: انّ الآمال قطعت اعناق الرّجال كالسّراب اخلف من رجاه و غرّ من رآه و من كان اللّيل و النّهار مطّيتاه أسرعا به السّير و يلحقاه المحلّ.
اصمعى گفته: شنيدم كه اعرابى مىگفت به درستى كه آرزوها گردن مردان را قطع كرد مانند آب نما كه آن كس به اميد آب به سوى او مىرود خلافش بر او ظاهر گردد و گول مىزند كسى را كه آن را ببيند و آن كس كه شب و روز دو مركب تندرو او مىباشند به سرعت او را مىبرند و به محلّ منظور و مورد نظرش ملحق مىكنند.
و انشد بعضهم:
|
و يمشى المرء ذا اجل قريب |
و في الدّنيا له امل طويل |
|
|
و يعجل للرّحيل و ليس يدرى |
الى ما ذا يقرّبه الرّحيل |
|
شخص مىرود در حالى كه اجلش نزديك است و در دنيا براى او آرزوى طولانى هست و تعجيل مىكند براى رفتن و نمىداند كه رفتن او به كجا منتهى مىگردد و به چه چيز نزديك مىگردد.
و قال آخر:
|
يا ايّها المطلق آماله |
من دون آمالك آجال |
|
|
كم ابلّت الدّنيا و كم جدّدت |
فينا و كم تبلى و تغتال |
|