إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٥ - باب چهارم در ترك دنيا
او به شدّت است. و عمرها رو به نقصان و كوتاهى است. و رزقها رو به كمى است. و علم رو به از بين رفتن است. و خلق رو به ضعفند، و دنيا در حال ادبار و گذشتن است. و مردم در حال زيادتى بخلند و قيامت رو به نزديكى است و بر مردم شرور و بد به پا مىشود.
و قال: و كان الكنز الّذى تحت الجدار عجبا لمن ايقن بالموت كيف بفرح و عجبا لمن ايقن بالرّزق كيف يحزن و عجبا لمن ايقن بالنّار كيف يذنب و عجبا لمن عرف الدّنيا و تقلبها باهلها كيف يطمئن اليها.
حضرت در باره گنجى كه خداى متعال در سوره كهف در قصه ملاقات و رفاقت حضرت موسى و خضر با يك ديگر نقل مىفرمايد- كه سه جريان پيش آمد و آخرى آنها بنا نمودن ديوارى بود كه خراب شده بود و حكمت آن را چنين بيان فرمود كه اين از يتيمانى است و در زير آن گنجى است خواستم وقتى آنها بزرگ شدند از آن بهرهمند گردند- فرمود: مراد از آن گنج لوحى بود كه در آن اين كلمات نوشته بود: عجب است از كسى كه يقين به مرگ دارد چگونه خوشحال است. و عجب است از كسى كه يقين به رزق مقدّر الهى دارد چگونه حزن و اندوه در او پيدا مىشود. و عجب است از كسى كه يقين به آتش و عذاب قيامت دارد چگونه گناه مىكند. و عجب است از كسى كه شناخته است دنيا را و مىبيند كه چگونه با اهل خود رفتار مىكند و هيچ چيز آن ثابت و برقرار نيست چگونه به آن اطمينان مىكند.
و قال رسول اللَّه ٦: اذا احبّ اللَّه عبدا ابتلاه و اذا احبّه