إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٣ - باب سوم در مذمت دنيا
جمع مىكنى در حال غفلت و روزگار در كمين تو است كه از چه راهى در به روى تو بندد. اى غافل مالهايى كه جمع كردهاى بگو ببينم آيا وقت خرج كردن آن را هم جمع كردهاى يعنى آيا مىدانى كه اين قدر عمر دارى كه آن را به مصرف برسانى.
و لأبي العتاهيّة
|
اصبحت و اللَّه في مضيق |
هل من دليل الى الطّريق |
|
|
اف لدنيا تلاعبت بى |
تلاعب الموج بالغريق |
|
ابى العتاهيه گفته است: به خدا من در تنگناى دنيا گرفتار شدهام آيا راهنمايى هست كه مرا براى نجات از كيد و مكرهاى دنيا راهنمايى نمايد. اف باد بر دنيا كه با من بازى مىكند هم چنان كه موج دريا با آدم غرق شده بازى مىكند.
و قال ايضا:
|
نظرت الى الدنيا بعين مريضة |
و فكرة مغرقة و تدبير جاهل |
|
|
فقلت هى الدنيا الّتى ليس مثلها |
و نافست منها في غرور و باطل |
|
|
و ضيّعت احقابا اما هى طويلة |
بلذّات ايّام قصار قلائل |
|
باز مىگويد به دنيا نظر كردم با چشم مريض و فكر كوتاه و تدبير جاهلانه پس گفتم اين دنيايى است كه مثل آن نيست و از او در حال غرور و باطل عبور كردم و مدتهاى طولانى عمر خود را با لذّتهاى روزهاى كوتاه و كم ضايع كردم.
و قال:
|
و انّ امرء دنيا اكبر همّه |
لمستمسك منها بحبل غرور |
|
مىگويد: كسى كه دنيا را بزرگترين هم خود قرار دهد هر آينه