إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٢ - باب دوم در زهد در دنيا
و قصعة.
سعد در هنگام مرگ جناب سلمان به او گفت اى صحابه رسول خدا در اين حال خود را چگونه مىيابى؟ سلمان گريه كرد.
گفت سبب گريه تو چيست؟ فرمود به خدا گريه من براى حزن و اندوه اين نيست كه از دنيا مىروم، بلكه مىگريم براى اينكه پيغمبر- ٦- فرمود: بايد حظ و بهره شما از دنيا به حدى برسد كه به قدر توشه مسافرى بيشتر نداشته باشيد. و من مىترسم از اين فرمايش پيغمبر تجاوز كرده باشم و زيادهروى نموده باشم. جناب سلمان اين مطلب را در حالى مىگفت كه در خانهاى كه منزل او بود در اطراف آن به غير از آفتابه و قدح و كاسه چيز ديگر ديده نمىشد.
و قال ثوبان: يا رسول اللَّه ما يكفينى من الدنيا فقال ما سدّ جوعتك و وارى عورتك و ان كانت لك بيت فبخّ بخّ و انت مسئول عمّا بعد ذلك.
شخصى به نام ثوبان خدمت پيغمبر- ٦- عرض مىكند: يا رسول اللَّه تا چه حدّ از دنيا از نظر دين براى من كافى است كه در تحصيل آن مجاز باشم؟ حضرت فرمود به قدرى كه غذايى براى رفع گرسنگى و لباسى براى پوشانيدن بدن و عورت خود داشته باشى. و هر گاه بعد از اين دو، خانه و محلّ سكونت هم داشته باشى پس چه نيكوست. و از اين زيادتر هر چه داشته باشى تو در قيامت مسئول آن خواهى بود.
و قال تفرّغوا من هموم الدنيا ما استطعتم فإنه من كانت الدنيا همته قسى قلبه و كان فقره بين عينيه و لم يعط من الدّنيا غير نصيبه المكتوب له