إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٦٠ - باب پانزدهم در پند و موعظه
بلاد و شهرها احاطه مىكنند و امانتها را حلال مىدانند و مرتكب خيانتها مىشوند تا اينكه به مقصود خود برسند. و چون به آرزوى خود رسيدند از اهل فضل و فقه كه از آنها بالاترند مىترسند و به ضعفا و زيردستان و كارگران ظلم مىكنند، و بدنهاى خود را چاق و گنده مىنمايند و دين خود را ضعيف و لاغر، و دنياى خود را آباد مىكنند و آخرت خود را خراب، خانه را وسيع و قبر را تنگ مىكنند.
يتّكى احدهم على شماله و يأكل غير ماله و يدعو بحلو بعد حامض و رطب بعد يابس و حارّ بعبد بارد حتّى اذا عضّته الكظّة و اثقلته البطنة و غلبه اليشم قال يا جاريه هاتي هاضوما و هاتى حاطوما و اللَّه يا جاهل يا مغرور ما حطمت طعامك بل حطمت دينك و ازلت يقينك.
يكى از آنان به پهلوى خود تكيه مىدهد و مالى را كه از خود او نيست مىخورد و طلب مىكند شيرينى بعد از ترشى و غذاى مرطوب بعد از غذاى خشك و چيز گرم بعد از سرد تا اينكه پرخورى او را به زحمت اندازد و سنگينى شكم او را ناراحت كند و تخمه بر او غلبه نمايد.
فرياد مىزند: اى كنيزك بياور چيزى كه سبب هضم غذاست و آنچه غذا را خرد و دفع مىنمايد. به خدا اى نادان اى گول خورده غذاى خود را هضم نكردى بلكه دين خود را خرد كردى و يقين خود را برطرف نمودى.
فاين مسكينك و اين يتيمك و اين جارك و اين من غصبته و ظلمته و استأثرت بهذا عليه و تجبّرت بسلطانك عليه حتّى اذا بالغ هذا في المظالم و ارتطم في المآثم قال قد زرت و قد حججت و قد تصدّقت و نسى قول اللَّه