إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٠٨ - باب چهارم در ترك دنيا
كنى و نكردى.
و قال آخر:
|
و اذكر ذنوبا عظاما منك قد سلفت |
نسيت كثرتها و اللَّه محصيها |
|
ديگرى گفته: به ياد بياور گناهان بزرگ كه در سابق ايام از تو سرزده و بسيارى از آنها را فراموش كردهاى و خداى متعال آنها را شماره كرده است: و في قوله تعالى: كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ[١].
چه بسيار باغستانها و چشمههاى آب و كشت و زرعها و مقامهاى نيكو و نعمتهايى كه در آن بهرهمند بودند از خود به جا گذاشتند و آنها را به مردم ديگر ارث داديم و آسمان و زمين بر آنها گريه نكرد و مهلتى هم به آنها داده نشد.
و قال بعضهم:
مررت بخربة فادخلت رأسى فيها و قلت شعرا:
|
ناد رب الدّار ذى المال الّذي |
جمع الدّنيا بحرص ما فعل |
|
|
فاجاب هاتف من الخربة |
كان في دار سواها داره |
|
|
علّلته بالمنى حتى انتقل |
بعضى از عبّاد گفت: به خرابهاى عبور كردم پس سر خود را در ميان خرابه برده و شعرى خواندم كه فارسى آن چنين است: صدا
[١] سوره دخان، آيه ٢٥- ٢٩.