إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٣ - باب چهاردهم در حال مؤمن در هنگام مرگ
كه هواپرست بودند و من با آنها موافقت كردم و اكنون از من بيزارى مىجويند و مرا ذليل و بىچاره كردند. و به شما از اولادى شكايت مىكنم كه بر خود مقدم داشتم و مرا واگذاشتند. و به شما از مالى شكايت مىكنم كه براى جمعآورى آن زحمت كشيدم در سفر دريا و خشكى رفتم و خود را به خطرها انداختم پس اكنون نصيب دشمنان من شده و وبال بر من گرديده، نفع آن به ديگرى مىرسد و من در گرو آن مىباشم و به شما شكايت مىكنم از رفتن در خانه تنهايى و وحشتناك و تاريك كه در آنجا از من سؤال از كوچك و بزرگ اعمالم مىشود. پس شما دورى كنيد از آن بلاها كه بر من وارد شده. آن چقدر طولانى است بلاى من و به چه زحمتهاى بزرگ گرفتار شدم. اكنون نه شفيعى دارم كه براى من در پيشگاه خداى متعال وساطت كند و نه دوستى دارم كه از من حمايت كند و مرا يارى نمايد.
و كان رسول اللَّه ٦ اذا دخل الجبّانه يقول: السّلام عليكم ايّها الأبدان البالية و العظام النّخرة الّتى خرجت من الدّنيا بحسراتها و حصلت منها برهنها اللهمّ ادخل عليهم روحا منك و سلاما منّا و منك يا ارحم الرّاحمين.
پيغمبر اكرم- ٦- چون وارد قبرستان مىگرديد مىفرمود: سلام بر شما اى بدنهاى كهنه و استخوانهاى پوسيده كه از دنيا با حسرت و اندوه تمام بيرون رفتهايد و اكنون در گرو كارها و اعمالتان مىباشيد. خدايا رحمت از خودت و سلام از ما و خودت بر آنها داخل فرما اى خدايى كه رحمتت بر بندگانت از همه بيشتر