إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٥ - باب چهاردهم در حال مؤمن در هنگام مرگ
است و تو كه غريبى بر او مىگريى و اهل او در حال سرورند براى ارثى كه مىخواهند از او ببرند.
فقال ابو العتاهيّة شعرا:
|
ارى الدّنيا تجهّز بانطلاق |
مشمّرة على فدم و ساق |
|
|
فلا الدّنيا بباقية لحىّ |
و لا حىّ على الدنيا بباق |
|
ابو العتاهيه گفته: دنيا را مىبينم كه با جدّيت تمام مهيّاى رفتن است نه دنيا براى زندهاى مىماند و نه زندهاى در دنيا باقى خواهد ماند.
و قال بعضهم: محلّة الاموات ابلغ العظات فوردوا القبور و اعتبروا بالنشور.
بعضى فرمودهاند محلّه مردگان رساترين موعظههاست پس وارد شويد در قبرستان و ميان قبرها و عبرت بگيريد از روزى كه قيامت بر پا شود و اينها سر از خاك بردارند.
و روى بعضهم يدخل المقبرة ليلا فينادى و يقول يا اهل القبور من انتم ثم يجيب عن نفسه نحن الآباء و الامّهات و الاخوة و الاخوات نحن الاحباب و الجيران نحن الاصدقاء و الاخوان نحن الاحبّة و الخلّان طحنتنا البلاء و اكلنا الجنادل و الثرى.
نقل شده كه: بعضى از عرفاء داخل در قبرستان مىشد و ندا مىداد كه اى اهل قبور شما چه كسانى هستيد؟ سپس خودش از طرف آنها جواب مىداد كه ماييم پدران و مادران و برادران و خواهران، ماييم دوستان و همسايگان، ماييم رفيقان و برادران، ماييم محبّان و علاقهمندان به يك ديگر. بلاها ما را خرد كرده و آسيا نموده و سنگها و خاك ما را خورده است.