ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٩٨ - تجلى به اسم جامع و كل شئون، تنها براى انسان كامل امكان دارد
روايت است كه «برخى از فرشتگان هميشه در ركوعند و به سجده نمىروند، و برخى ديگر هميشه در سجدهاند و ركوع نمىكنند.» و اين اشاره به آن است كه تجاوز از مقام خود نتوانند كرد و قدم از محلى كه دارند فراتر نتوانند گذاشت. و از اين جهت بود كه جبرئيل ٧ در جواب رسول خدا كه پرسيد چرا به همراه من نمىآيى عرض كرد:
|
اگر بند انگشت برتر پرم |
فروغ تجلى بسوزد پرم |
|
و اما اهل يثرب انسانيت و مدينه نبوت را مقام معين و محدودى نيست، و از اين جهت بود كه ولايت مطلقه علويه را كه همه شئون الهيه بود حامل گرديد و استحقاق خلافت تامه كبرى را يافت و صاحب مقام ظلوميت شد [١] كه دربارهاش گفته شده است: مقام ظلوميت عبارت است از تجاوز از همه مقامات، و شكستن بتهاى انانيات و انّيّات؛ و صاحب مقام جهوليت شد كه عبارت است از فناء در فنا و مرتبه جهل مطلق و عدم محض.
پس هنگامى كه پروردگار با يكايك اسمائش بر سالك تجلى كرد و به مقام هر يك از اسماء خاص تحقق يافت قلبش قابليت مىيابد كه اسم جامع كه داراى همه شئونات است و تمام جبروت و سلطان در آن است در آن قلب تجلى نمايد اولا به وحدت جمعى و كثرت در وحدت، و ثانيا به كثرت تفصيلى و بقاء بعد از فناء. و وحدت در كثرت آن گاه است كه از پروردگار خود سؤال مىكند به آنچه او راست از شأن و جبروت در حضرت جمع به طريق وحدت، و به هر شأنى
______________________________
[١] اشاره به آيه شريفه است:
انّا عَرَضْنَا الامانَةَ عَلَى السَّمواتِ و الارْضِ وَ الْجِبالِ فَابَيْنَ انْ
يَحْمِلْنَها وَ اشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَها الانْسانُ انَّهُ كانَ ظَلُوماً
جَهُولاً. (احزاب- ٧٢).