ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٩٦ - سخنى از نور كتاب تكوينى را مانند كتاب تدوينى الهى بطونى است
روحانيت او را نيز ببيند از مذهب برهان بيرون رفتن و مغالطه در قياس است، چنانكه در اخبار اهل بيت : رسيده است.
در كافى از عيسى بن عبد اللّه قرشى نقل مىكند كه گفت: ابو حنيفه به خدمت امام صادق ٧ رسيد، حضرت به او فرمود: «اى ابا حنيفه شنيدهام كه تو به قياس عمل مىكنى! عرض كرد: آرى. فرمود: قياس مكن، زيرا نخستين كسى كه قياس كرد ابليس بود آنجا كه گفت: مرا از آتش آفريدى و او را از گل. پس ميان آتش و گل قياس كرد، و اگر نورانيت آدم را به نورانيت آتش قياس مىكرد فضيلت ميان دو نور را مىشناخت و صفاى يكى را بر ديگرى متوجه مىشد.» و از همين خطا و غلط كارى و نگاه كردن به ظاهر و بستن درهاى باطن است كه مردم انبياء مرسلين را انكار كردند، به ملاحظه آنكه آنان نيز مانند ديگران در بازارها ميان مردم بودند و مانند آنان مىخوردند و مىآشاميدند، چنانكه خداى تعالى از آنان بازگو مىفرمايد كه گفتند:
«شما مانند ما بشريد و خداى رحمن چيزى بر شما نازل نكرده و دروغ مىگوييد.» [١]
______________________________
[١] مترجم گويد: مولانا را در اين مقام اشعار لطيفى است كه چند بيت
از آن نقل مىشود:
|
كار پاكان را قياس از خود مگير |
گرچه باشد در نوشتن، شير، شير |
|
|
جمله عالم زين سبب گمراه شد |
كم كسى ز ابدال حق آگاه شد |
|
|
همسرى با انبيا برداشتند |
اوليا را همچو خود پنداشتند |
|
|
اين ندانستند ايشان از عمى |
هست فرقى در ميان بى منتهى |
|
|
هر دو گون زنبور خوردند از محل |
ليك شد زان نيش و زين ديگر عسل |
|
|
هر دو گون آهو گيا خوردند و آب |
زين يكى سرگين شد و زان مشك ناب |
|
|
هر دو نى خوردند از يك آبخور |
آن يكى خالى و اين پر از شكر |
|
|
صد هزاران اين چنين اشباه بين |
فرقشان هفتاد ساله راه بين |
|