ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٨٠ - تنبيه و اعتراض در مرتبه اسم رحمن و رحيم
اسم الرحيم كه رب نفس كلى است [١] و به نام لوح قدر (مقام تدريج) خوانده مىشود و آن همان لوح محفوظ و كتاب مبين است.» من گويم: اينكه قيصرى گفته، هر چند به يك توجيه صحيح است ولى مناسبتر آن بود كه مرتبه اسم الرحمن را مرتبه بسط وجود بر همه عوالم چه كليّاتش و چه جزئياتش قرار مىداد، و مرتبه اسم الرحيم را مرتبه بسط كمال وجود قرار مىداد به كليات عوالم و جزئيات آن، زيرا رحمت رحمانيه و رحيميه همه چيز را فرا گرفته و به همه عوالم احاطه دارد، پس آن دو عبارتند از تعين مشيت، و اما مقام تعقل و مقام نفس مقام تعين در تعين است. پس بهتر آن است كه گفته شود: اگر حقيقت وجود به شرط بسط اصل وجود گرفته شود پس آن عبارت مىشود از مرتبه اسم الرحمن، و اگر به شرط بسط كمال وجود گرفته شود پس آن عبارت مىشود از مرتبه اسم الرحيم، و لذا در دعاها وارد شده است: «بار الها من از تو سؤال مىكنم به آن رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته.» و از پيغمبر ٦ روايت شده كه «خداى تعالى را صد رحمت هست كه يكى از آن رحمتها را بر زمين نازل كرد و آن را در ميان خلقش پخش كرد، هر چه عاطفه و رحم در ميان خلق هست به واسطه آن يك رحمت است؛ و نود و نه رحمت را به
______________________________
[١] كلى در اصطلاح منطق به معناى ما ينطبق على الكثيرين است در
مقابل جزئى. و اما در اصطلاح فلسفه و عرفان به معناى سعه وجودى است، مانند آنكه
گويند: كليات اشياء در معرض كون و فساد نمىباشند. كه مراد صور مثالى و ارباب انواع
موجودات جسمانى است. و خلاصه كلام آن كه: قيصرى رحمانيت حضرت حق را مخصوص كليات
اشياء دانسته، و رحيميت حق را شامل كلياتى كه جزئيات هم در آن باشد و جزئيات حجاب
كليات نباشد. ولى حضرت امام اين مطلب را درست نمىدانند بلكه رحمانيت و رحيميت هر
دو را شامل كليات و جزئيات مىدانند، و ليكن رحمانيت مخصوص اصل وجود است و رحيميت
شامل كمال وجود. (مترجم)