ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٤ - سخنى از نور نقل كلام منسوب به محيى الدين، و اينكه نور اسم صفت است يا اسم فعل؟
(يعنى اسمائى كه در جدول ذكر شده) آن نيست كه اسماء اللّه را منحصر در اينها كرده باشيم و نه اينكه بگوييم بجز اينها اسم ديگرى براى ثبت در اين جدول يافت نمىشود، بلكه اين ترتيب چيزى بود كه به ذهن ما گذشت. پس اگر تو اسمى از اسماء حسنى را ديدى بر اين جدول بيفزا، و هر اسمى را در آنچه ظاهرتر است از اسم و فعل و صفت منظور بدار.» (پايان آنچه به شيخ نسبت داده شده بود).
من مىگويم: اظهر آن است كه «نور» از اسماء صفات و بلكه از اسماء افعال باشد، زيرا «ظاهر ساختن نور چيز ديگرى را» در مفهوم آن اخذ شده. پس اگر آن غير را اسماء و صفات در حضرت الهيه دانستيم نور از اسماء صفات خواهد بود. و اگر آن غير عبارت باشد از مراتب ظهورات عينيه، در اين صورت نور از اسماء افعال خواهد شد چنانكه در آيه شريفه مىفرمايد: «اللّه نور آسمانها و زمين است.» و مىفرمايد: «خدا هر كسى را كه بخواهد به نورش هدايت مىفرمايد.» و سيد الموحدين امير المؤمنين ٧ در دعاى كميل عرض مىكند: «بار الها، تو را مىخوانم به آن نور و جهت كه همه چيز براى آن روشن شده است.» و در دعاى سمات است: «بار الها تو را مىخوانم به آن نور و جهت كه به واسطه آن به كوه تجلى كردى و كوه را از هم پاشيدى و موسى مدهوش بر زمين افتاد.» پس اسم «نور» در تحت اسم «ظاهر» است و رب شهادت مطلق و يا شهادت مقيد است. و همچنين اسم «رب» كه شيخ آن را در رديف اسماء ذات تعيين كرد، آن نيز به اسم فعل شبيهتر است.
و اين گونه مطالب را توضيحات بيشترى است كه مناسب با وضع اين اوراق نيست و تنگى مجال و وقت، و كثرت هجوم گرفتاريها و ناراحتىها نيز اجازه بيش از اين را نمىدهد. بار الها، عاقبت ما را اصلاح فرما، و ريشه درخت ظلمت و تاريكى را از دل ما بر كن (يا ريشه ستمكاران را بر كن).