ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٦ - در كيفيت شهود سالك، ابهى بودن حضرت حق را
جمله «اللَّهُمَّ إِنّى اسْئَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بَاحَبِّها الَيْكَ» خواهيم گفت.
در كيفيت شهود سالك، ابهى بودن حضرت حق را
و چون سالك إلى اللّه از حضرت «الهيه» گذشت و به حضرت «احديت جمع» رسيد، در آن حضرت، همه حضرات مستهلكاند و همه تعينات و تكثرات در آن حضرت فانى هستند و مالكيت مطلق در آن مقام متجلى است، چنانكه خداوند مىفرمايد: «امروز مالكيت به چه كسى اختصاص دارد؟» و چون در چنين روزى نه خلقى وجود دارد و نه امرى و نه اسمى و نه رسمى، لذا در حديث است كه كسى بجز حضرت حق جواب نمىدهد و خود او مىفرمايد: «مالكيت مخصوص خداى واحد قهار است».
و چون چنين است پس در اين مقام نه سؤالى هست و نه مسئولى و نه سائلى. و اين حالت عبارت است از حالت مستى و بيخودى كه از هيمان و دهشت و اضطرابى كه از مشاهده ناگهانى جمال محبوب دست مىدهد حاصل مىشود. و چون با توفيقات محبوبش از اين وحشت و دهشت رهايى يافت و به صحو بعد المحو رسيد امكان تميز دادن و فرق گذارى براى او دست مىدهد، و چون حالت شهود در او متمكن شده و استقامت و استقرار يافته است و حضرات خمس را محافظت نموده است مشاهده مىكند كه صفاتى كه در صحو اول مىديد بعضى از آن صفات زيبا و بعضى زيباتر، و بعضى كامل و بعضى كاملتر بود و همه از تجليات ذات احدى محض، و انوار جمال نور حقيقى مجرد و خالص بود، ولى در اين مقام افضليت و اشرفيتى نمىبيند بلكه مىبيند همگى، شرف و زيبايى و جمال و