ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ٣٧ - من گفتن در دعاها منافاتى با فقر ذاتى ندارد
اين راه است و خداى تعالى با اسم جامع محيطش حافظ و نگهبان اوست، پس بر دعا كننده و سالك لازم است كه به نگهبان و مربى خود توسل جسته و با گفتن «اللهم» يا «يا اللّه» تضرع به او نمايد. و سرّ اينكه بيشتر دعاها با اين كلمه شروع مىشود همين است، گر چه از نظرى تمسك جستن به ديگر اسماء الهيه خوب است و آن نظر عبارت است از استهلاك تعينهاى اسمائى و صفاتى در احديت جمع، چنانكه در سرّ اينكه در جملات اين دعا پس از اثبات افضليت، دوباره بازگشت نموده و مىگويد: «همه بهاى تو بهى است» و همچنين بقيه جملات، چنانكه خواهيم گفت.
من گفتن در دعاها منافاتى با فقر ذاتى ندارد
( «انّى») گفتن كلمه «من» در اينجا نه براى اثبات منيّت است، زيرا اظهار منيّت با گدايى منافات دارد، در صورتى كه دعا كننده مىگويد من از تو سؤال مىكنم و گدايى مىكنم، بلكه اين «من» گفتن مانند «شما» گفتن است كه خداى تعالى مىفرمايد: «شما نيازمندان به خدا هستيد». با اينكه شمايى كه سواى حق باشد خود ملاك استغناء و بى نيازى است نه ملاك فقر و نيازمندى. پس آنچه با مقام سالك الى اللّه منافات دارد آن گونه استقلال و بىنيازى است كه در كلمه «شما» در آيه شريفه إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُموها أَنْتُمْ (اينها نامهايى است كه شما آنها را نامگذارى كردهايد) ذكر شده، و اما در مقام اظهار ذلت و اظهار فقر اثبات انانيت نكوهيده نيست، بلكه اصلا از باب اثبات انانيت نيست، مانند كلمه «شما» است كه در آيه شريفه: «اى