ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٨٠ - وجود، خير محض است يعنى چه؟
كدورت. پس وجود است كه خير محض و شرافت صرف است، و همه اشياء به آن مشتاقند، و هر متكبر جبارى در مقابل آن خاضع است، و همه موجودات آن را طالبند، و همه كائنات به آن عاشق، و محور هر خير و شرف است، و مورد توجه هر سالك است، و آستانش بار انداز هر كاروان، و خاك كويش اقامتگاه هر قافله است. اگر يادى از خير شود وجود است كه اول و آخر و ظاهر و باطن و اصل و معدن آن خير است، لكن همه اينها نه به معناى مصدرى و مفهوم انتزاعى اعتبارى است بلكه وجودى كه حقيقت وقوع در خارج است و عين اعيان خارجى است و متن حقايق واقعى است و اصل تحققات است و ذات بخش به ذوات است و جوهر بخش به جواهر است و تحقق بخش به اعراض است.
پس بازگشت هر چه خير و شرف و حقيقت و نور است به وجود است، و اوست اصل ثابت و شجره طيبه، و شاخههاى اوست كه آسمانها و زمين و ارواح و اشباح را پر كرده است. و هر چه شر و پستى و بطلان و ظلمت است بازگشتش به عدم است و اوست شجره خبيثه مظلمه سرنگون كه قرار و استقرارى ندارد.
و ماهيت از حيث ذاتش نه به خير بودن متصف مىشود و نه صفت شر بودن را داراست، زيرا ماهيت از آن سو كه ماهيت است هيچ چيز بجز همان ماهيت نيست، و با اين وصف به حسب همان لا اقتضايى ذاتى كه دارد و همان امكان ماهيتى كه او را هست هالك و زائل و باطل است، و آن گاه كه از حدود بقعه عدم و دار وحشت قدم بيرون گذاشت و بر آستانه وجود بار انداخت و از چشمه صاف آن نوشيد، بالعرض و المجاز شريف مىشود و داراى خير مىگردد، و هر