ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٦٢ - عالم وجود، ظهور كمالات ذات است و علم به آن همان علم متعلق به ذات است
محض و نور خالص بدون آنكه عدمى به او راه يافته و يا شرى به او آميخته و يا غبار ظلمتى بر چهره او نشسته باشد. و در انتزاع مفهوم وجود از او عدم هيچ چيزى مدخليت ندارد، بلكه به حسب ذات مصداق وجود است. و در نزد ارباب تحقيق و اصحاب تدقيق ثابت شده كه مصداق ذاتى هر چيز عبارت از آن است كه انتزاع آن مفهوم از آن چيز نيازى نداشته باشد كه حيثيتى تعليلى و يا تقييدى در آن دخالت داشته باشد بلكه با قطع نظر از همه چيز و همه حيثيات، آن مفهوم از آن چيز قابل انتزاع باشد، كه اگر چنين نباشد آن مصداق، مصداق بالذات نخواهد بود. و فيض منبسطى كه همه اشياء را فراگير است و با همه چيز همراه است سايه آن وجود «لا بشرط» است نه سايه وجود «بشرط لا».
براى درك اين مطلب دقيق در آيههاى ذيل دقت شود: «اوست كه خداى در آسمان است و خداى در زمين»، «و او با شماست هر جا كه باشيد»، «و اوست اول و آخر و ظاهر و باطن»، «آگاه باشيد كه او بر همه چيز احاطه دارد.»[١]
عالم وجود، ظهور كمالات ذات است و علم به آن همان علم متعلق به ذات است
اكنون كه اين مطلب براى تو محقق شد، اگر چشم دلت سالم باشد و غبار تعصب جلوى آن را نگرفته باشد خواهى ديد كه به اعتبار سريان هويت و اطلاق سلطنت، او همه اشياء است، و به ملاحظه
[١] -كه اگر وجود بشرط لا اخذ شده بود معانى اين آيات درست نبود. دقت شود.
( مترجم)