ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٥٠ - دنباله سخن و روشنگرى هر چه بيشتر خدا را دو اراده است قديم و حادث
اعتبار مقام اطلاقش صفتى است قديم، چون ظاهر و مظهر با همديگر اتحاد دارند. و با اين بيان، رفع مىشود اشكالى كه در روايات ائمه معصومين ما (عليهم صلوات اللّه رب العالمين) است كه فرمودهاند:
اراده صفتى است حادث، و از صفات فعل است نه از صفات ذات.
و از جمله آنها روايتى است كه محمد بن يعقوب كلينى در كافى با سند خود از عاصم بن حميد و او از ابى عبد اللّه امام صادق ٧ نقل مىكند كه عاصم گويد: «عرض كردم: خداى تعالى از قديم اراده داشت؟ فرمود: همانا نمىشود كسى اراده كند مگر آنكه مرادش بايد به همراه او باشد. خداى تعالى از قديم قادر و عالم بود، سپس اراده كرد.» و نيز در كافى از امام صادق ٧ روايت مىكند كه آن حضرت فرمود: «مشيت حادث و پديده است.» و روشن است كه مقصود از اين اراده و مشيت همان اراده در مقام ظهور و فعل است. و شاهد اين معنى در روايت ديگر است كه «خداوند تعالى عالم را با مشيت آفريد و مشيت را با خود مشيت، سپس اشياء را با مشيت آفريد.» و در روايت ديگر از ابى الحسن ٧ است كه «اراده از خلق عبارت است از آنچه به خاطرشان مىگذرد و كارى كه از آنان پس از آن خاطره انجام مىگيرد. و اما اراده از خدا پس اراده او همان پديد آوردن اوست.» پس همان گونه كه علم را مراتبى است، يك مرتبه از آن عبارت است از مفهوم مصدرى «دانستن» و يك مرتبهاش عرض است و يك مرتبهاش جوهر، و بعضى از مراتب آن واجب است و قائم به ذات و