ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٤٠ - تحقيقى عميق تر در معناى مشيت
خودش آفريد، سپس اشياء را به وسيله مشيت آفريد.»
تحقيقى عميق تر در معناى مشيت
بلكه مقتضاى دقت در مضمون روايت شريفه و تحقيقات اصحاب سرّ و حقيقت، و ارباب سلوك و طريقت آن است كه در تمام مراتب خلقى بجز مشيت الهى موجودى نيست، و موجودى كه بالذات موجود است و از همه تعينها مجرد است همان مشيت است، و وحدت حقه ظلّى كه ظل وحدت حقه حقيقيه است مخصوص مشيت است و اما تعينات، پس بوى وجود به مشامشان نرسيده بلكه همگى سرابى هستند كه تشنه آن را آب مىپندارد «و نيستند آنها مگر نامهايى كه شما و پدرانتان آن نامها را گذاشتهايد و خداوند حجتى بر آنها نازل نكرده است»، «و بجز وجه او همه چيز هالك و نابودند».
پس اين كاغذى كه من بر آن مىنويسم، و قلمى كه با آن مىنويسم، و عضلهاى كه اين كاغذ و قلم را مسخر خود نموده، و نيرويى كه در آن عضله است، و ارادهاى كه از شوق برخاسته، و شوقى كه از علم برخاسته، و علمى كه قائم به نفس آدمى است همگى از شئون مشيت الهى و از ظهورات آن است و تعينها همه اعتبارى و خيالى است، چنانكه شيخ كبير گفته كه «جهان جمله خيال اندر خيال است» پس ظهورى بجز ظهور مشيت نيست، و شأنى بجز شأن او نيست. و اين است معناى شمول مشيت و سريان وجود، و اطلاق هويت الهى، و بسط رحمت، و مقام الهيت.