ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١٣٩ - همه موجودات مظاهر و تعين مشيت حضرت حقاند
به دور انداخته و بار سفر به باب الابواب انسانيت بربندى و از همه مراتب انانيت بيرون روى و همه شهوتهاى نفسانى را ترك گويى، كه جز با ترك قيدها مقام اطلاق را شهود نتوان كرد و جز با القاء حدود، وصول به دروازه ارسال و بى حدى آسان نگردد. پس اى حبيب من سعى و كوشش كن تا به مقام شهود برسى كه شهيد، سعيد است و سعادت با شهادت توأم است، و كوشش كن تا عاشق روى دلدار شوى كه هر كس كشته عشق شد شهيد مرده است.
|
زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت |
كان كه شد كشته او نيك سر انجام افتاد |
|
مگر ممكن است كه بدون كندن نعلين شهوت و غضب از پاى نفس، و بدون ترك هوى و يكباره دل به حضرت مولا بستن، به طور قرب رسيد؟ كه آنجا وادى مقدس است و مقام شامخ اقدس است و كسى كه لباس جسمانيت پوشيده و رداى هيولاى ظلمانى را بر دوش افكنده است نمىتواند مقام مشيت الهى و كيفيت سريان مشيت و نفوذ و بسط و اطلاق آن را شهود نمايد.
پس بايد با توفيق الهى بداند كه تمام سلسله وجود از عوالم غيب و شهود همگى از تعينهاى مشيت و مظاهر آنند، و نسبت مشيت به همه آنها يك نسبت مساوى است هر چند نسبت آنها به مشيت مختلف است. و بنابر طريقه عرفاء شامخين (رضوان اللّه عليهم) مشيت نخستين صادر از مصدر غيب است، و ساير مراتب وجود به توسط مشيت موجود شده است، چنانكه در روايت كافى است از ابى عبد اللّه امام صادق ٧ كه فرمود: «خداوند مشيت را به خودى