ترجمه شرح دعاى سحر - فهري، سيد احمد - الصفحة ١١٥ - روايتى در بيان اسم اعظم
كرسى و منم هفت آسمان و منم نقطه باء بسم اللّه.» و آن حضرت (سلام اللّه عليه) به حسب مقام روحانيت با پيغمبر ٦ متحد است چنانكه فرمود: «من و على از يك درخت هستيم» و فرمود: «من و على از يك نور هستيم» و بسيارى از روايات ديگر كه دلالت دارد بر اينكه نور اين دو بزرگوار يكى است (٨ و على آلهما).
و روايت مفصلى در كافى است كه بر بيشتر آنچه گفتيم دلالت دارد و با آنكه طولانى است ما آن را از باب تيمن و تبرك به انفاس شريفه ائمه معصومين ذكر مىكنيم.
روايتى در بيان اسم اعظم
روايت در باب «حدوث اسماء» است از على بن محمد و او از صالح بن أبي حماد و او از حسين بن يزيد و او از ابن ابى حمزه و او از إبراهيم بن عمر و او از ابى عبد اللّه امام صادق ٧ كه فرمود: «همانا خداى تعالى اسمى را آفريد كه به حرف، صدا دار نيست و در لفظ به نطق نمىآيد و در مقام تشخص، در قالب جسد نيست و در تشبيه قابل توصيف نيست و در رنگ، رنگ آميزى نشده است، آن اسم اسمى است بى كران و نامحدود، از حس توهم كنندگان در حجاب است، و پوشيدهاى است بدون نقاب. پس او را كلمه تمامى قرار داد بر چهار جزء كه قرين هم بوده و هيچ يك پيش از ديگرى نبود. پس سه اسم از آن چهار اسم را چون خلق به آنها نيازمند بود ظاهر كرد، و يكى از آنها را محجوب كرد، و آن همان اسم مكنون مخزون است. و اينان بودند نامهايى كه ظاهر شدند، پس ظاهر همان «اللّه» تعالى