ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٨٥ - (رسول خدا
٢٢- اصبغ بن نباته گويد: از امير المؤمنين ٧ شنيدم كه ميفرمود: همانا رسول خدا ٦ هزار باب بمن از حلال و حرام و آنچه شده است تا روز قيامت بياموخت كه از هر بابش هزار باب گشوده ميشد (اين هزار هزار باب) تا آن پايه كه دانش سررسيد مرگها و بلاها و مطالب حق را فرا گرفتم.
٢٣- عبد اللَّه بن عمر گويد: رسول خدا ٦ در همان بيمارى كه از دنيا رحلت كرد فرمود برادر مرا نزد من بخوانيد كس نزد على ٧ فرستادند و آن حضرت تشريف آورد رسول خدا و على هر دو صورتهاى خود را بطرف ديوار نمودند و جامهاى برخسار خويش كشيدند رسول خدا صحبتى محرمانه با على كرد و مردم پشت در گرد هم ايستاده بودند پس على ٧ بيرون آمد از مردمان مردى بآن حضرت عرض كرد پيغمبر خدا صحبتى محرمانه با تو داشت؟ فرمود: آرى هزار باب مرا محرمانه فرمود كه هر باب هزار باب بود عرض كرد، همه را ياد گرفتى؟ فرمود: آرى و كاملا درك كردم عرض كرد: آن سياهى كه در ماه پيدا است چيست؟ فرمود خداى عز و جل فرموده است: ما شب و روز را دو نشانه قدرت قرار داديم و نشانه شب را محو و تاريك نموده و نشانه روز را روشنى بخش گردانيديم آن مرد عرض كرد اى على خوب درك كردهاى.
(شرح:) بعضى گفتهاند كه مقصود از سياهى كه در ماه مورد پرسش شده است زوال او است در نيمه آخر ماه تا اوقات قران ولى اين احتمال بر خلاف ظاهر است و تطبيق آيه بر مورد سؤال مشكل است و با توجه باينكه بقيه روايات باب اين ذيل را ندارد رفع اشكال آسان مينمايد.