ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٦٠ - (جانشينان و امام پس از پيغمبر دوازده نفر بودند)
طول و فرعش عميقتر باشد و ميوهاى كه از باغ بچينند بهتر باشد و چگونه هلاك مىشود امتى كه من آغازش باشم.
و دوازده نفر پس از من از نيك بختان و خردمندان و مسيح عيسى بن مريم پايانش باشند ولى ميان آغاز و انجام افرادى كه نتيجه فتنه و آشوب هستند هلاك خواهند شد آنان از من نيستند و من از آنان نيستم.
٤٠- امام صادق ٧ فرمود: چون ابو بكر مرد و عمر را جانشين خود نمود عمر بمسجد باز گشت و نشست مردى بر او در آمد و گفت يا امير المؤمنين من مردى از يهود و دانشمند آنانم خواستم سؤالاتى از تو بكنم چنانچه پاسخ آنها را دادى اسلام آورم.
عمر گفت سؤالاتت چيست؟ گفت سه سؤال و سه سؤال و يك سؤال اگر ميخواهى بپرسم و اگر در ميان اين مردم كسى هست كه از تو داناتر است مرا باو راهنمائى كن عمر گفت: اين جوان را داشته باش و مقصودش على بن ابى طالب بود آن مرد نزد على آمد على از او پرسيد چرا گفتى سه سؤال و سه سؤال و يك سؤال دارم و چرا نگفتى هفت سؤال دارم گفت:
من كه نميدانم اگر سه پرسش اول را پاسخ ندادى بهمان اكتفا ميكنم فرمود اگر پاسخت را دادم اسلام خواهى آورد؟ گفت: آرى فرمود: بپرس، گفت: از تو ميپرسم نخستين سنگى كه بر روى زمين گذاشته