ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٢٦ - (خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را در زمان حيات پيغمبران در هفت مقام آزمايش فرمود و پس از وفات پيغمبران در هفت مقام)
از يارى من خوددارى كند با جان خود همان خواهد كرد كه قوم موسى در اثر مخالفت با هرون و ترك اطاعت او بر خود روا داشتند ديدم چارهاى نيست بجز اينكه جامهاى غم و اندوه سركشم و آههاى سرد را در قفس سينه نگهدارم و دامن صبر و شكيب از دست ندهم تا موقعى كه خداوند گشايشى عطا فرمايد و يا هر طور كه صلاح ميداند دادرسى فرمايد كه هم بهره و نصيب من در آن فزونتر و هم براى جامعهاى كه توصيف حالشان را نمودم آسانتر و سهلتر باشد و كارى را كه خداوند مقدر فرمايد همان خواهد شد.
اى برادر يهود اگر من ملاحظه اين حالات را نميكردم و حق خود را مطالبه مينمودم از ديگران شايستهتر بودم زيرا همه اصحاب رسول خدا از گذشتهگان و موجودين ميدانند كه مرا هم افراد بيشتر بود و هم طايفهاى عزيزتر و هم مردان هوادار زيادتر داشتم و هم دستوراتم بهتر اجرا ميشد و هم دليلم براى خلافت روشنتر و مناقب و آثارم در دين فزونتر از ديگران بود زيرا من خوددارى سوابقى درخشان بودم و با رسول خدا خويشاوندى نزديك داشتم كه بحكم وراثت شايستهگى اين مقام را داشتم گذشته از اينكه بموجب وصيتى كه هيچ كسى را قدرت مخالفت آن نيست و بيعتى كه از من بگردن متصديان خلافت بود تنها من مستحق جانشينى پيغمبر بودم.
روزى كه پيغمبر از دنيا رفت زمام ولايت امت بدست او و در خاندان او بود نه بدست آنان كه بدست گرفتند و نه در خاندانشان و بحقيقت خاندان پيغمبر كه خداوند پليدى را از آنان دور فرموده و پاك و پاكيزشان شناخته است پس از پيغمبر بهر مقامى از ديگران شايستهتر بودند.
سپس روى باصحاب كرده و فرموده: چنين نبود؟ همه گفتند! چرا يا امير المؤمنين.
(و اما مورد چهارم:) اى برادر يهود. كسى كه پس از ابو بكر زمامدار شد در ورود و خروج همه كارها با من مشورت ميكرد و طبق دستور من كارها را انجام ميداد و در كارهاى سخت از من نظر