ترجمه خصال شيخ صدوق
(١)
باب خصلتهاى هفتگانه
٣٧٩ ص
(٢)
(بزير خاك نمودن هفت چيز دستور داده شده است)
٣٧٩ ص
(٣)
(شرح )
٣٧٩ ص
(٤)
(رسول خدا هفت چيز را غدقن فرموده است و بهفت چيز دستور فرموده است)
٣٨٠ ص
(٥)
(خوردن هفت عضو از گوسفند حرام است)
٣٨٠ ص
(٦)
(به پيغمبر در باره على هفت خصلت داده شد)
٣٨١ ص
(٧)
شرح -
٣٨٢ ص
(٨)
(فرمايش پيغمبر خوشا بحال آن كس باز خوشا بحال آن كس تا هفت بار كه مرا نديده بمن بگرود)
٣٨٢ ص
(٩)
(بروز قيامت هفت صنف در سايه عرش خدا باشند)
٣٨٢ ص
(١٠)
(در كشمش هفت خاصيت است)
٣٨٣ ص
(١١)
(هفت كوهى كه در روز تجلى حق بر موسى پراكنده شدند)
٣٨٤ ص
(١٢)
(نام آسمانهاى هفتگانه و رنگشان)
٣٨٤ ص
(١٣)
شرح -
٣٨٥ ص
(١٤)
(رسول خدا به ابى ذر هفت چيز را سفارش فرمود)
٣٨٥ ص
(١٥)
(هفت صفت در هر كس باشد ايمان حقيقى را بسر حد كمال رسانده است)
٣٨٦ ص
(١٦)
(كسى كه ماه رمضان را روزه بدارد هفت خصلت برايش لازم مىشود)
٣٨٦ ص
(١٧)
(عذاب هفت نفر بروز قيامت از همه مردم سختتر است)
٣٨٧ ص
(١٨)
(تكبيرات اول نماز هفت است)
٣٨٨ ص
(١٩)
(سوره قل هو الله أحد و قل يا أيها الكافرون در هفت مورد خوانده مىشود)
٣٨٩ ص
(٢٠)
(شرح )
٣٨٩ ص
(٢١)
(دانشمندى بدنبال دانشمندى ديگر هفت صد فرسخ راه پيمود بخواطر فرا گرفتن هفت كلمه)
٣٨٩ ص
(٢٢)
(هفت كس كاركردهاى خود را تباه ميكند)
٣٩٠ ص
(٢٣)
(سجده بر هفت(استخوان) واجب است)
٣٩٠ ص
(٢٤)
(رسول خدا هفت كس را لعن فرموده است)
٣٩١ ص
(٢٥)
(مؤمن را بر مؤمن هفت حق است)
٣٩١ ص
(٢٦)
(كافر با هفت روده ميخورد)
٣٩٣ ص
(٢٧)
(مؤمن كسى است كه مجموعه هفت خصلت باشد)
٣٩٣ ص
(٢٨)
(مؤمن بر هفت درجه است)
٣٩٤ ص
(٢٩)
(شيرينى ايمان بهفت دل راه ندارد)
٣٩٤ ص
(٣٠)
(هفت دسته از دانشمندان در آتشند)
٣٩٤ ص
(٣١)
(هفت چيز(جاندار) كه خدا آنها را آفريده ولى از شكم مادر بيرون نيامدهاند)
٣٩٥ ص
(٣٢)
(هفت خصلتى كه خداوند به پيغمبرش عطا فرموده است)
٣٩٨ ص
(٣٣)
(يك گاو و يك شتر قربانى از هفت نفر كافى است)
٤٠٠ ص
(٣٤)
(خورشيد هفت طبقه است و ماه نيز هفت طبقه)
٤٠٠ ص
(٣٥)
(دنيا هفت كشور است)
٤٠١ ص
(٣٦)
(هفت مورد دعاى مخصوصى ندارد)
٤٠١ ص
(٣٧)
(شرح )
٤٠١ ص
(٣٨)
(هفت كس نبايد قرآن بخوانند)
٤٠١ ص
(٣٩)
(مصنف) اين كتاب رضى الله عنه گويد
٤٠٢ ص
(٤٠)
(قرآن بر هفت حرف نازل شده است)
٤٠٢ ص
(٤١)
(از روزى كه خداوند زمين را آفريده هفت عالم در روى زمين آفريده است)
٤٠٣ ص
(٤٢)
(در آسمانها و زمين چيزى وجود پيدا نميكند مگر آنكه هفت سبب دارد)
٤٠٤ ص
(٤٣)
(شرح )
٤٠٤ ص
(٤٤)
(نجاشى كه مرد پيغمبر هفت تكبير بر او گفت)
٤٠٥ ص
(٤٥)
(چون خدا بر امتى خشم كند و عذاب بر آنان فرود نفرستد به هفت بلا مبتلاشان مىكند)
٤٠٥ ص
(٤٦)
(دوستى پيغمبر و خاندانش در هفت جا سودمند خواهد بود)
٤٠٥ ص
(٤٧)
(آنچه از طريق سنيان رسيده كه زمين براى هفت كس آفريده شده است)
٤٠٦ ص
(٤٨)
(شرح )
٤٠٦ ص
(٤٩)
(دوزخ را هفت در است)
٤٠٧ ص
(٥٠)
(شرح )
٤٠٨ ص
(٥١)
(على
٤٠٨ ص
(٥٢)
(خواهران بهشتى هفت نفراند)
٤١٠ ص
(٥٣)
(گناهان بزرگ هفت است)
٤١٠ ص
(٥٤)
(خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را در زمان حيات پيغمبران در هفت مقام آزمايش فرمود و پس از وفات پيغمبران در هفت مقام)
٤١٢ ص
(٥٥)
(آنچه در باره روزهاى هفته يك شنبه و دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه و شنبه رسيده است)
٤٣٩ ص
(٥٦)
(آنچه در باره روز يك شنبه و روزهاى پس از آن رسيده است)
٤٤٠ ص
(٥٧)
(آنچه در باره روز دوشنبه رسيده است)
٤٤١ ص
(٥٨)
(آنچه در باره روز سهشنبه رسيده است)
٤٤٣ ص
(٥٩)
(آنچه در باره روز چهارشنبه رسيده است)
٤٤٤ ص
(٦٠)
(آنچه در باره روز پنجشنبه رسيده است)
٤٤٧ ص
(٦١)
(آنچه در باره روز جمعه رسيده است)
٤٤٩ ص
(٦٢)
(آنچه در باره روز شنبه رسيده است)
٤٥٣ ص
(٦٣)
(معناى حديثى كه از پيغمبر روايت شده است كه فرمود روزها را دشمن مداريد كه روزها شما را دشمن خواهند داشت)
٤٥٥ ص
(٦٤)
(مصنف) اين كتاب رضى الله عنه گويد
٤٥٦ ص
(٦٥)
(آدم و حواء در بهشت هفت ساعت بودند تا آنكه خداوند آنان را بيرون كرد)
٤٥٧ ص
(٦٦)
(در شيعه هفت خصلت هست)
٤٥٨ ص
(٦٧)
كلام مصنف
٤٥٨ ص
(٦٨)
(رسول خدا در هفت مورد ابا سفيان را لعن كرد)
٤٥٨ ص
(٦٩)
(مصنف) اين كتاب گويد
٤٦٠ ص
(٧٠)
(صندوقهاى هفتگانهاى كه در دوزخ است)
٤٦٠ ص
(٧١)
(ايوب
٤٦١ ص
(٧٢)
(فرشتگان بر هفت صنفند و حجابها هفتند)
٤٦٣ ص
(٧٣)
(مصنف) اين كتاب گويد
٤٦٤ ص
(٧٤)
(امير المؤمنين على(ع) هفت سال پيش از مردم نماز خواند)
٤٦٥ ص
(٧٥)
(شيطان بر هفت تن از غاليان فرود آيد)
٤٦٥ ص
(٧٦)
(جبرئيل از طرف خداوند جل جلاله خبر آورد كه به پيروان على(ع) و دوستانش هفت خصلت داده شده است)
٤٦٥ ص
(٧٧)
(كسى كه روايت كرده است كه اهل بيتى كه آيه تطهير در باره آنان فرود آمد هفت نفرند)
٤٦٦ ص
(٧٨)
كلام مصنف
٤٦٧ ص
(٧٩)
(هفت كس نبايد نماز را شكسته بخوانند)
٤٦٧ ص
(٨٠)
(هر حق بر هفت عضو پخش شده است)
٤٦٧ ص
(٨١)
سخن مترجم
٤٦٨ ص
(٨٢)
(رسول خدا را هفت فرزند بود)
٤٦٨ ص
(٨٣)
(باب خصلتهاى هشتگانه)
٤٧٠ ص
(٨٤)
(شايسته است كه هشت خصلت در مؤمن باشد)
٤٧٠ ص
(٨٥)
(نماز هشت طايفه پذيرفته نميشود)
٤٧١ ص
(٨٦)
(حاملين عرش هشتند)
٤٧١ ص
(٨٧)
(بهشت را هشت در است)
٤٧٢ ص
(٨٨)
(سقف خانه نبايد از هشت ذراع بيشتر باشد)
٤٧٣ ص
(٨٩)
(هشت جفت)
٤٧٣ ص
(٩٠)
(مترجم گويد )
٤٧٤ ص
(٩١)
(هشت طايفه است كه از مردم نيستند)
٤٧٤ ص
(٩٢)
(هشت طايفهاند كه اگر توهين بآنان شد نبايد بجز خود ديگرى را ملامت كنند)
٤٧٥ ص
(٩٣)
(مسجدها را از هشت چيز بايد دور داشت)
٤٧٦ ص
(٩٤)
(ايمان هشت خصلت است)
٤٧٦ ص
(٩٥)
(گناهان بزرگ هشت است)
٤٧٧ ص
(٩٦)
(باب خصلتهاى نهگانه)
٤٨٠ ص
(٩٧)
(نه خصلتى كه خداوند به پيغمبر خود محمد عطا فرموده است)
٤٨٠ ص
(٩٨)
(به شيعيان و دوستان على نه چيز داده شده است)
٤٨٠ ص
(٩٩)
(شرح )
٤٨١ ص
(١٠٠)
(فاطمة را در نزد خداوند نه نام است)
٤٨١ ص
(١٠١)
(خداى عز و جل بامير المؤمنين نه چيز عطا فرموده است كه پيش از او بجز بمحمد
٤٨٢ ص
(١٠٢)
(به پيغمبر در باره على نه چيز داده شد)
٤٨٢ ص
(١٠٣)
(نه چيز است كه هر يك آفتى دارد)
٤٨٤ ص
(١٠٤)
(در خرماى برنى نه خاصيت است)
٤٨٤ ص
(١٠٥)
(نه چيز از اين امت برداشته شده است)
٤٨٥ ص
(١٠٦)
(شرح - )
٤٨٥ ص
(١٠٧)
(از نه چيز نهى شده است)
٤٨٥ ص
(١٠٨)
(به گناهكار نه ساعت مهلت داده مىشود)
٤٨٦ ص
(١٠٩)
(امامان از فرزندان حسين(ع) نه نفراند)
٤٨٦ ص
(١١٠)
(پيغمبر در حال وفات نه زن داشت)
٤٨٦ ص
(١١١)
(نه كلمهاى كه امير المؤمنين
٤٨٧ ص
(١١٢)
(اندازه بالغ شدن زن نه سال است)
٤٨٨ ص
(١١٣)
(زنى كه از شوهر خود نه بار طلاق عده دار گرفته باشد براى هميشه بآن شوهر حرام مىشود)
٤٨٩ ص
(١١٤)
(شرح )
٤٨٩ ص
(١١٥)
(زكاة بر نه چيز است)
٤٨٩ ص
(١١٦)
(حكم نماز جمعه از نه نفر برداشته شده است)
٤٩٠ ص
(١١٧)
(نه چيز فراموشى آورد)
٤٩١ ص
(١١٨)
(بيان نه معجزهاى كه كه خداى عز و جل بموسى عطا كرد)
٤٩٢ ص
(١١٩)
(آنانى كه در خدمت امام قائم خواهند بود تا شمارهاى كه معين است همگى گرد آيند از نه قبيلهاند)
٤٩٢ ص
(١٢٠)
(شرح )
٤٩٣ ص
(١٢١)
باب دهگانه
٤٩٤ ص
(١٢٢)
اسامى پيامبر
٤٩٤ ص
(١٢٣)
(رفت و آمد بدر خانهها بخواطر ده چيز شايسته است)
٤٩٦ ص
(١٢٤)
(خداى تبارك و تعالى خرد را با ده چيز نيرو بخشيد)
٤٩٧ ص
(١٢٥)
(بايد امام ده خصلت داشته باشد)
٤٩٨ ص
(١٢٦)
(مصنف) اين كتاب گويد
٤٩٩ ص
(١٢٧)
(على را از رسول خدا ده خصلت نصيب بود)
٤٩٩ ص
(١٢٨)
(مژده بر شيعيان و ياران على بده خصلت)
٥٠١ ص
(١٢٩)
(ده خصلت از اخلاق ستوده)
٥٠٢ ص
(١٣٠)
(قيامت بر پا نشود تا ده نشانه بوجود آيد)
٥٠٣ ص
(١٣١)
(ده خصلت است كه خداوند آنها را براى پيغمبرش و خاندان او فراهم آورده)
٥٠٤ ص
(١٣٢)
(هر كس با ده خصلت خدا را ملاقات كند به بهشت داخل مىشود)
٥٠٤ ص
(١٣٣)
(مؤمن خردمند نگردد تا ده خصلت در او نباشد)
٥٠٥ ص
(١٣٤)
(ده چيز از گوسفند را نبايد خورد)
٥٠٦ ص
(١٣٥)
(ده چيز از مردار پاك است)
٥٠٦ ص
(١٣٦)
(طمع ده كس در ده خصلت بىجا است)
٥٠٦ ص
(١٣٧)
(ده جا نبايد نماز خواند)
٥٠٧ ص
(١٣٨)
(مصنف) اين كتاب گويد
٥٠٧ ص
(١٣٩)
(ده كس به بهشت نميروند)
٥٠٨ ص
(١٤٠)
(سلامتى ده جزء است)
٥٠٩ ص
(١٤١)
(ده طائفة خود و ديگران را گرفتار مىسازند)
٥١٠ ص
(١٤٢)
(بيرغبتى بدنيا ده جزء دارد)
٥١٠ ص
(١٤٣)
(ده قسم كنيز بر آقاى خود حرام است)
٥١١ ص
(١٤٤)
(ميل زناشوئى ده جزء است)
٥١١ ص
(١٤٥)
(حياء ده جزء است)
٥١١ ص
(١٤٦)
(خوابگاه پسر بچهها را در ده سالگى بايد از زنان جدا كرد)
٥١٢ ص
(١٤٧)
(يك زن بردبارى ده مرد را دارد)
٥١٢ ص
(١٤٨)
(ده چيز است كه يكى از ديگرى سختتر است)
٥١٣ ص
(١٤٩)
(در خربزه ده خاصيت فراهم آمده است)
٥١٧ ص
(١٥٠)
(نشاط در ده چيز است)
٥١٨ ص
(١٥١)
(نماز بر ده قسم است)
٥١٩ ص
(١٥٢)
(شرح )
٥١٩ ص
(١٥٣)
(شيعه داراى ده خصلت است)
٥١٩ ص
(١٥٤)
(رسول خدا در باره مى ده كس را لعن كرد)
٥١٩ ص
(١٥٥)
(پاداش كسى كه ده ماه رمضان روزه بگيرد)
٥٢٠ ص
(١٥٦)
(بركت ده جزء است)
٥٢٠ ص
(١٥٧)
(نزديك شدن رستاخيز را ده علامت است)
٥٢١ ص
(١٥٨)
(سازمان اسلام بر ده بخش است)
٥٢٢ ص
(١٥٩)
(ايمان ده درجه است)
٥٢٢ ص
(١٦٠)
(پاداش كسى كه ده سال براى رضاى خدا اذان بگويد)
٥٢٤ ص
(١٦١)
(در مسواك ده فايده است)
٥٢٤ ص
(١٦٢)
(نشانههاى قيامت ده است)
٥٢٤ ص
(١٦٣)
(رسول خدا در شبانه روزى ده طواف هفت شوطى بجا مىآورد)
٥٢٥ ص
(١٦٤)
(در باره كسى كه با زنى در يك روز ماه رمضان ده بار عمل جنسى انجام دهد)
٥٢٥ ص
(١٦٥)
(ده سخن پند آميز)
٥٢٦ ص
(١٦٦)
(ده طايفه از اين امت بخداى بزرگ كافر هستند)
٥٢٧ ص
(١٦٧)
(تيرهاى قمار كه مردم دوران جاهليت با آنها تقسيم ميكردند ده بود)
٥٢٧ ص
(١٦٨)
(شرح )
٥٢٨ ص
(١٦٩)
(آنچه بر هر مسلمانى لازم است كه همه روزه پيش از سرزدن آفتاب ده بار بخواند و پيش از غروب هم ده بار)
٥٢٨ ص
(١٧٠)
شرح
٥٢٩ ص
(١٧١)
(پسران عبد المطلب ده تن بودند و عباس)
٥٢٩ ص
(١٧٢)
(مصنف) اين كتاب(رضي الله عنه) گويد
٥٢٩ ص
(١٧٣)
(بابهاى يازدهگانه)
٥٣١ ص
(١٧٤)
(نامهاى يازده ستارهاى كه يوسف آنها را در خواب ديد كه با خورشيد و ماه باو سجده ميكنند)
٥٣١ ص
(١٧٥)
(نامهاى زمزم يازده است)
٥٣٢ ص
(١٧٦)
(بابهاى دوازدهگانه)
٥٣٣ ص
(١٧٧)
(باب يكم تا دوازدهم)
٥٣٣ ص
(١٧٨)
(بدترين خلق اولين و آخرين دوازده نفرند)
٥٣٥ ص
(١٧٩)
(دوازده نفر بودند كه نشستن ابى بكر را بر مسند خلافت و پيش افتادنش را از على بن ابى طالب نپذيرفتند)
٥٤١ ص
(١٨٠)
(خداى عز و جل از نسل بنى اسرائيل دوازده گروه بيرون آورد و از حسن و حسين
٥٤٨ ص
(١٨١)
(جانشينان و امام پس از پيغمبر دوازده نفر بودند)
٥٤٩ ص
(١٨٢)
(در مسواك دوازده خاصيت است)
٥٦٧ ص
(١٨٣)
(روايتى كه حجابها دوازده است)
٥٦٨ ص
(١٨٤)
كلام مصنف
٥٧٠ ص
(١٨٥)
(مترجم گويد )
٥٧٠ ص
(١٨٦)
(پرهيزكاران را دوازده نشانه است)
٥٧٠ ص
(١٨٧)
(به دوازده نفر نبايد سلام كرد)
٥٧١ ص
(١٨٨)
(جعفر بن ابى طالب كه از حبشه بازگشت پيغمبر
٥٧٢ ص
(١٨٩)
(دوازده كس در تابوت ته دوزخ جا دارند)
٥٧٢ ص
(١٩٠)
(در سفره دوازده خاصيت است)
٥٧٣ ص
(١٩١)
(ماهها دوازده ماه است)
٥٧٤ ص
(١٩٢)
(شب دوازده ساعت است و هم چنين روز)
٥٧٧ ص
(١٩٣)
(برجهاى فلك دوازده است و بيابانها دوازده است و درياها دوازده است و جهانها دوازده است)
٥٧٨ ص
(١٩٤)
(شرح )
٥٨٠ ص
(١٩٥)
(حديث دوازده درهمى كه براى رسول خدا هديه آورده شد)
٥٨١ ص
(١٩٦)
(نقيبان دوازده نفراند)
٥٨٢ ص
(١٩٧)
(مصنف)
٥٨٣ ص
(١٩٨)
(شرح )
٥٨٤ ص
(١٩٩)
(بابهاى سيزدهگانه)
٥٨٥ ص
(٢٠٠)
(سيزده صنف حيوان نخست بصورت انسان بودهاند)
٥٨٥ ص
(٢٠١)
(اندازه بالغ شدن پسر از سيزده سال است تا چهارده سال)
٥٨٨ ص
(٢٠٢)
(سيزده خصلت از فضائل امير المؤمنين
٥٨٩ ص
(٢٠٣)
(شرح )
٥٩٠ ص
(٢٠٤)
(بابهاى چهاردهگانه)
٥٩١ ص
(٢٠٥)
(در حنا گذاشتن چهارده خاصيت است)
٥٩١ ص
(٢٠٦)
(در چهارده جا غسل كردن لازم است)
٥٩٢ ص
(٢٠٧)
(ياران عقبة چهارده نفر بودند)
٥٩٣ ص
(٢٠٨)
(شرح )
٥٩٣ ص
(٢٠٩)
(بابهاى خصلتهاى پانزدهگانه)
٥٩٤ ص
(٢١٠)
(هر گاه امت مسلمان پانزده خصلت را مرتكب شوند دچار بلا ميشوند)
٥٩٤ ص
(٢١١)
(مصنف)
٥٩٥ ص
(٢١٢)
(شرح )
٥٩٥ ص
(٢١٣)
(پسر بچه را ميان پانزده و شانزده سالگى مىبايست ادب روزه گرفتن آموخت)
٥٩٥ ص
(٢١٤)
(تكبيراتى كه در منى روزهاى تشريق گفته مىشود پس از پانزده نماز است)
٥٩٦ ص
(٢١٥)
(پاداش كسى كه پانزده روز از ماه رجب را روزه بدارد)
٥٩٧ ص
(٢١٦)
(دستور شرعى در نوره كشيدن هر پانزده روز يك بار است)
٥٩٧ ص
(٢١٧)
بابهاى شانزدهگانه
٥٩٨ ص
(٢١٨)
(از جمله حقوق دانشمندان شانزده خصلت است)
٥٩٨ ص
(٢١٩)
(شانزده خصلت است كه تهى دستى آورد و هفده خصلت روزى را فراوان سازد)
٥٩٩ ص
(٢٢٠)
(شرح )
٦٠٠ ص
(٢٢١)
(شانزده خصلت از دانش و واقع بينى است)
٦٠٠ ص
(٢٢٢)
(شانزده طايفه از امت محمد
٦٠١ ص
(٢٢٣)
(شرح )
٦٠٣ ص
(٢٢٤)
(باب هفده)
٦٠٤ ص
(٢٢٥)
(غسل در هفده مورد است)
٦٠٤ ص
(٢٢٦)
(شرح )
٦٠٥ ص
(٢٢٧)
(باب هيجدهگانه)
٦٠٥ ص
(٢٢٨)
(امير المؤمنين را هيجده مايه ناز و سرفرازى بود)
٦٠٥ ص
(٢٢٩)
(آنچه خداى عز و جل هيجده ساله را بدان سرزنش فرموده)
٦٠٥ ص
(٢٣٠)
(بابهاى نوزدهگانه)
٦٠٦ ص
(٢٣١)
(نوزده جملهاى كه هر كس آنها را بخواند از گرفتارى رهائى مىيابد)
٦٠٦ ص
(٢٣٢)
(نوزده تكليف از زنان برداشته شده است)
٦٠٧ ص
(٢٣٣)
(نوزده مسألهاى كه امام صادق در مجلس منصور از طبيب هندى پرسيد و او ندانست و حضرت پاسخ آنها را بطبيب گفت)
٦٠٨ ص
(٢٣٤)
بابهاى خصلتهاى بيستگانه و بالاتر
٦١٣ ص
(٢٣٥)
(در دوستى خاندان پيغمبر
٦١٣ ص
(٢٣٦)
(مؤمن را بر عهده خداى عز و جل بيست خصلت ثابت است)
٦١٤ ص
(٢٣٧)
(پاداش كسى كه بيست بار بحج رفته باشد)
٦١٥ ص
(٢٣٨)
(بيان بيست و سه خصلت از خصلتهاى پسنديدهاى كه امام زين العابدين
٦١٥ ص
(٢٣٩)
(آنچه در باره شب بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان رسيده است)
٦١٨ ص
(٢٤٠)
(از بيست و چهار خصلت نهى شده است)
٦١٩ ص
(٢٤١)
(نماز را بجماعت خواندن بيست و پنج درجه از خواندن بتنهائى بهتر است)
٦٢٠ ص
(٢٤٢)
(بيست و نه خصلت در نماز هست)
٦٢١ ص
(٢٤٣)
(بيست و نه خصلت در دانش است)
٦٢٢ ص
(٢٤٤)
(خصلتهائى كه ابو ذر آنها را از رسول خدا پرسيد)
٦٢٣ ص
(٢٤٥)
بابهاى سى و بالاتر
٦٢٧ ص
(٢٤٦)
(از براى امام
٦٢٧ ص
(٢٤٧)
(ماه رمضان سى روز است و هرگز كمتر نميشود)
٦٣٠ ص
(٢٤٨)
(آنچه از عمل زناشوئى در كتاب و سنت حرام شده است سى و چهار صورت است)
٦٣٢ ص
(٢٤٩)
(خداى تبارك و تعالى از جمعه تا جمعه ديگر سى و پنج نماز واجب كرده است)
٦٣٤ ص
(٢٥٠)
(بابهاى چهل و بالاتر)
٦٣٥ ص
(٢٥١)
(ميگسار تا چهل روز نمازش پذيرفته نيست)
٦٣٥ ص
(٢٥٢)
(روزه بر چهل قسم است)
٦٣٥ ص
(٢٥٣)
(در باره كسى كه چهل تن از برادران خود را پيش از خود دعا كند و سپس خود را)
٦٣٩ ص
(٢٥٤)
(در باره كسى كه پس از مردنش چهل تن از مؤمنين به نيكىاش گواهى دهند)
٦٤٠ ص
(٢٥٥)
(در نهى از نستردن موى زهار بيش از چهل روز)
٦٤٠ ص
(٢٥٦)
(زمين از ادرار شخص ختنه نشده تا چهل روز نجس ميماند)
٦٤٠ ص
(٢٥٧)
(در باره كسى كه كنيزى براى خود بگيرد و در هر چهل روز يك بار هم با او آميزش جنسى نداشته باشد و كنيز بحرام آلوده شود)
٦٤١ ص
(٢٥٨)
(ديه سگ شكارى چهل درهم است)
٦٤١ ص
(٢٥٩)
(خداى تعالى بفرعون ميان دو جملهاش چهل سال مهلت داد)
٦٤١ ص
(٢٦٠)
(استغفارى كه چهل گناه بزرگ بسبب آن آمرزيده شود)
٦٤٢ ص
(٢٦١)
(شرح )
٦٤٢ ص
(٢٦٢)
(دو رحم تا چهل پشت بهم ميرسد)
٦٤٢ ص
(٢٦٣)
(چون حضرت قائم قيام كند خداى عز و جل نيروى هر يك مرد از شيعه را باندازه نيروى چهل مرد قرار دهد)
٦٤٣ ص
(٢٦٤)
(در باره كسى كه چهل حديث نگهدارى كند)
٦٤٣ ص
(٢٦٥)
(حريم مسجد چهل ذراع است و همسايگى تا چهل خانه از چهار طرف خانه)
٦٤٧ ص
(٢٦٦)
(در باره كسى كه چهل سال و بيشتر از عمرش بگذرد)
٦٤٧ ص
(٢٦٧)
(پاداش كسى كه چهل بار عمل حج انجام دهد)
٦٥٠ ص
(٢٦٨)
(امير المؤمنين چهل و سه دليل عليه ابى بكر اقامه كرد)
٦٥١ ص
(٢٦٩)
(أمير المؤمنين
٦٥٨ ص
(٢٧٠)
(بابهاى پنجاه و بالاتر)
٦٧٤ ص
(٢٧١)
(پنجاه حقى كه حضرت على بن الحسين سيد العابدين براى اصحاب خود نوشته است)
٦٧٤ ص
(٢٧٢)
(پنجاه خصلت از صفات مؤمن است)
٦٨٤ ص
(٢٧٣)
(ثواب كسى كه پنجاه بار عمل حج انجام داده باشد)
٦٨٥ ص
(٢٧٤)
بابهاى هفتاد و بيشتر
٦٨٦ ص
(٢٧٥)
(هفتاد منقبت امير المؤمنين
٦٨٦ ص
(٢٧٦)
(ثواب كسى كه در نماز وتر هفتاد بار استغفار كند)
٧٠٢ ص
(٢٧٧)
(ثواب كسى كه بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه از خداى عز و جل آمرزش بطلبد)
٧٠٣ ص
(٢٧٨)
(ثواب كسى كه در هر روز از ماه شعبان هفتاد بار استغفار كند)
٧٠٣ ص
(٢٧٩)
(پرچم حمد هفتاد شقه دارد)
٧٠٤ ص
(٢٨٠)
(ربا هفتاد جزء است)
٧٠٥ ص
(٢٨١)
(حديث بندهاى كه هفتاد خريف در آتش بماند)
٧٠٦ ص
(٢٨٢)
(امت هفتاد دو فرقه خواهند شد)
٧٠٦ ص
(٢٨٣)
(مصنف) اين كتاب رضى الله عنه گويد
٧٠٧ ص
(٢٨٤)
(كسى كه روايت نموده كه امت هفتاد و سه فرقه خواهد شد)
٧٠٧ ص
(٢٨٥)
(هفتاد و سه خصلت در آداب زنان و فرق ميان احكام آنان و مردان)
٧٠٧ ص
(٢٨٦)
(خداى عز و جل خرد را هفتاد و پنج لشكر عطا فرمود و نادانى را هفتاد و پنج لشكر)
٧١١ ص
(٢٨٧)
(بابهاى هشتاد و بالاتر)
٧١٥ ص
(٢٨٨)
(در باره امير المؤمنين على بن ابى طالب هشتاد آيه نازل شد كه هيچ كس در آن شريك نبود)
٧١٥ ص
(٢٨٩)
(پيغمبر در مورد شرابخوارى هشتاد تازيانه زد)
٧١٥ ص
(٢٩٠)
(تكبيرهاى نماز نود و پنج تكبير است)
٧١٦ ص
(٢٩١)
(براى خداى تبارك و تعالى نود و نه نام است)
٧١٦ ص
(٢٩٢)
(ثواب صد لا اله الا الله گفتن و ثواب صد بار استغفار كردن )
٧١٨ ص
(٢٩٣)
(باب يك تا صد)
٧١٩ ص
(٢٩٤)
پرسشهاى يهود از ابى بكر
٧١٩ ص
(٢٩٥)
(پيغمبر يك صد و بيست بار به آسمان بالا رفت)
٧٢٦ ص
(٢٩٦)
(ميوه يك صد و بيست نوع است)
٧٢٧ ص
(٢٩٧)
(اهل بهشت يك صد و بيست صنفند)
٧٢٧ ص
(٢٩٨)
(هر كس قرآن را حفظ كند ساليانه دويست دينار از بيت المال حقوق دارد)
٧٢٧ ص
(٢٩٩)
(سال سيصد و شصت روز است)
٧٢٨ ص
(٣٠٠)
(خصلتهائى از قوانين دين)
٧٢٨ ص
(٣٠١)
(امير المؤمنين
٧٤٠ ص
(٣٠٢)
(آنچه دو هزار سال پيش از آفرينش آسمانها و زمين بدر بهشت نوشته شده است)
٧٧٩ ص
(٣٠٣)
(نماز چهار هزار باب دارد)
٧٧٩ ص
(٣٠٤)
(آنچه هفت هزار سال پيش از آفرينش آدم بر پايه عرش نوشته يافته شد)
٧٧٩ ص
(٣٠٥)
(كسى كه روايت كرده است كه خداى عز و جل را دوازده هزار جهان است)
٧٨١ ص
(٣٠٦)
(اصحاب پيغمبر دوازده هزار مرد بودند)
٧٨١ ص
(٣٠٧)
(شرح )
٧٨١ ص
(٣٠٨)
(بيان نورى كه پيش از آفرينش آدم در پيشگاه الهى بود)
٧٨١ ص
(٣٠٩)
(بيان آنچه بيست و دو هزار سال پيش از آفرينش آدم ميان دو شانه محمود فرشته نوشته شده بود)
٧٨٢ ص
(٣١٠)
(خداى عز و جل يك صد و بيست و چهار هزار پيغمبر آفريد و خداى عز و جل يك صد و بيست و چهار هزار وصى آفريد)
٧٨٣ ص
(٣١١)
(خداى تعالى يك صد و بيست و چهار هزار كلمه با موسى مناجات كرد)
٧٨٣ ص
(٣١٢)
(رسول خدا
٧٨٤ ص
(٣١٣)
(خداى عز و جل هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده است)
٧٩٦ ص
(٣١٤)
فهرست
٧٩٨ ص
(٣١٥)
فهرست جلد أول
٧٩٨ ص
(٣١٦)
فهرست جلد دوم
٨١٣ ص
 
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص

ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٢٣ - (خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را در زمان حيات پيغمبران در هفت مقام آزمايش فرمود و پس از وفات پيغمبران در هفت مقام)

سپس آخرين كلامى كه در باره كار امت فرمود اين بود كه دستور داد لشكر اسامة حركت كند و هيچ كس از افراد زير پرچم حق باز گشت ندارد و دستور اكيد در اين باره صادر فرمود و تا آنجا كه ممكن بود نسبت باجراى اين دستور تأكيد فرمود.

ولى همين كه رسول خدا وفات فرمود من ناگهان ديدم كه عده‌اى از افراد زير پرچم اسامة بن زيد پادگان نظامى خود را ترك گفته و از محل خدمت سر باز زده و دستور رسول خدا را كه فرموده بود در ركاب فرمانده خودشان باشند و با پرچم او بهر جا كه برود همراه باشند تا بمقصدى كه در پيش دارند برسند زير پا گذاشته‌اند فرمانده لشكر را در اردوگاه تنها گذاشته و سواره و شتابان بازگشته‌اند تا رشته بيعتى را كه خدا و رسولش بگردن آنان بسته باز كنند و باز گردند و تا پيمانى را كه با خدا و رسولش داشتند بشكنند و شكستند و با هو و جنجال و آراء خصوصى پيمانى براى خود بستند بدون اينكه با يك نفر از ما بنى عبد المطلب مشورتى بكنند و يا يك نفر از ما رأى موافق داشته باشد و يا از من بخواهند تا بيعتى را كه در گردن آنان دارم پردازم من كه سرگرم تجهيز جنازه رسول خدا بودم و از همه جا غافل، زيرا مهمتر از هر كارى در نظر من تجهيز رسول خدا بود و زودتر از هر چيزى مى‌بايست انجام پذيرد.

اينان از اين فرصت استفاده نموده و نقشه خود را عملى نمودند اى برادر يهود در چنين موقعى كه من بزير بار مصيبتى بآن سنگينى و فاجعه‌اى بآن عظمت قرار داشتم و كسيرا از دست داده بودم كه بجز خداوند هيچ چيز تسلى بخش دل غمديده من نبود.

اين گونه رفتار با من نمكى بود كه بر زخم دل من پاشيده شد ولى من دامن صبر از دست ندادم‌