ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٢١ - (خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را در زمان حيات پيغمبران در هفت مقام آزمايش فرمود و پس از وفات پيغمبران در هفت مقام)
و بدون آنكه خودستائى نموده باشم از منت و نعمتى كه بر من روا داشت مرا شكيبا يافت.
اما مورد اول اى برادر يهود من از عموم مسلمانان با هيچ كس بطور خصوصى نه انسى داشتم و نه مورد اعتمادم بود و نه مستقيما همرازم بود و نه نزديكش ميرفتم جز رسول خدا كه از كودكى مرا در دامن خود پروراند و در دورانى كه بزرگ شدم مرا منزل و مأوا داد و مصارف مرا متحمل گرديد و از يتيمى نجاتم بخشيد با وجود حضرتش من از اينكه پىكارى گيرم و يا كسى نمايم بىنياز بودم هزينه زندگى خودم و اولادم بعهده آن حضرت بود اينها بهرههائى بود كه من از جهت دنيا از آن حضرت بهرهمند شدم علاوه بر استفادههاى معنوى كه در جوار حضرتش مخصوص خودم بود و درجاتى نصيبم شد كه بمقامات بلندى در درگاه خداوندى نائل آمدم چون رسول خدا وفات كرد آن چنان غم و اندوه بر دل من فرو ريخت كه اگر كوهها آن بار غم را بر دوش ميگذاشتند گمان ندارم كه ميتوانستند كشيد خانواده من كه در اين مصيبت سخت بىتابى ميكردند و طاقت از دست داده بودند و خوددارى نميتوانستند و تاب كشيدن اين بار گران را نداشتند دامن صبر از دستشان رفته و هوش از سرشان رميده بود نه خود چيزى ميفهميدند و نه از ديگرى سخنى مىشنيدند و ديگران كه از خانواده عبد المطلب نبودند يا مصيبتزدگان را تسليت ميدادند و امر بصبر مينمودند و يا با هم ناله بودن و بىتابى كردن خاندان مصيبت زده را يارى ميكردند تنها من بودم كه در برابر فاجعه فوت پيغمبر عنان صبر از دست ندادم و راه خويش در پيش گرفته بمأموريتى كه داشتم پرداختم جنازه حضرتش را برداشتم و غسل دادم و حنوط كردم و كفن نموده