ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٢٠ - (خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را در زمان حيات پيغمبران در هفت مقام آزمايش فرمود و پس از وفات پيغمبران در هفت مقام)
مرا بالاى كوهى بگذارد ميكرد گر چه اين كار بقيمت از دست رفتن جان و خاندان و اولاد و مالش باشد من پيام رسول خدا را بر آنان رسانيدم و نامهاش را بر آنان خواندم همگى با تهديد و وعدههاى سخت بمن جواب دادند و خشم و كينه بر من ابراز ميكردند و ديديد كه من چه كردم سپس روى باصحاب كرده و فرمود: چنين نبود؟ همه گفتند: چرا يا امير المؤمنين.
پس فرمود اى برادر يهود اينها مواردى بود كه پروردگار من در آنها مرا با پيغمبر خود آزمايش فرمود و در همه آن موارد با منتى كه بر من دارد فرمانبردارم يافت و افتخاراتى كه در اين مواقع مرا نصيب گرديد هيچ كس را نصيب نشد.
اگر ميخواستم آن افتخارات را باز گو كنم ميكردم ولى خداى عز و جل از خودستائى نهى فرموده است همه گفتند: بخدا قسم راست فرموديد زيرا خداوند عز و جل فضيلت خويش با پيغمبر ما را بتو عطا فرموده است و با برادرى آن حضرت سعادتمندت فرمود همچون هرون به برادرى موسى و در اين موقعيتها كه تو قرار داشتى و هراسهائى كه بجان خويش خريدى خداوند تو را برترى داد و بيش از آنكه خود بفرمائى خداوند در باره تو فرموده است كه هيچ كس از مسلمانان چنين فضيلتى را ندارند آنان كه تو را با پيغمبر ما و پس از وفات آن حضرت ديدهاند همگى در باره تو بر اين عقيدتاند اكنون بفرما بدانيم آزمايشهائى را كه خداوند عز و جل پس از رحلت پيغمبر ما از تو كرد و تو تحمل نموده و شكيبا بودى و اگر بخواهيم ما خود توانيم شرحش دهيم كه ميدانيم و شاهد جريان بوديم ولى دوست داريم كه همين را نيز از زبان خود شما بشنويم همان طور كه آزمايشهاى دوران حيات رسول خدا را شنيديم و فرمانبردارى شما را دانستيم.
فرمود: اى برادر يهود خداى عز و جل پس از رحمت پيغمبرش در هفت مورد مرا آزمايش نمود