ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤١٦ - (خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را در زمان حيات پيغمبران در هفت مقام آزمايش فرمود و پس از وفات پيغمبران در هفت مقام)
سپس روى بياران كرده و فرمود: مگر نه چنين است؟ عرض كردند چرا، يا امير المؤمنين سپس فرمود:
و اما سومين مورد اى برادر يهود آن بود كه دو فرزند ربيعة و پسر عتبة كه پهلوان قريش بودند در روز جنگ بدر براى خود مبارز طلبيدند و هيچ كس از قريش بميدان مبارزه آنان قدم نگذاشت رسول خدا ٦ مرا و دو رفيقم (حمزة و عبيدة) را بجنگ آنان روانه كرد اين مأموريت را هنگامى بمن ارجاع فرمود كه من از همه رفقايم در سن كوچكتر و در جنگ كم تجربهتر بودم خداى عز و جل بدست من وليد و شيبة را بكشت غير از افسران درجهدار قريش كه آن روز نتيجه كار من از همه رفقايم بيشتر بود و پسر عمويم (عبيدة بن حرث) در همان روز كشته شد خدايش رحمت كند.
سپس رو باصحاب خود كرده و فرمود: آيا اين طور نبود؟ همه گفتند: چرا؟ يا امير المؤمنين، سپس فرمود:
و اما چهارمين مورد، اى برادر يهود آن بود كه مردم مكة تا آخرين نفر بر ما هجوم آورده و همگى قبائل عرب و قريش را كه بفرمانشان بود بر ما شورانيدند تا خون مشركين قريش را كه بروز بدر كشته شده بودند از ما بازستانند.
جبرئيل بر پيغمبر فرود آمد و از جريان آگاهش نمود، پيغمبر بافراد نظامى خود دره احد را سنگر ساخت.