ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٧٦
نشان مىدهند، براى مسائلشان، به آيه و روايتى استناد مىكنند؛ چهار نفر عمامه به سر را هم به خدمت مىگيرند، براى اينكه در جايى برايشان فتوايى بدهند و كارى كنند. اين كشورها، اگر چه به ظاهر چيزى مثل حاكميت اسلامى دارند، اما حاكميت اسلامى با ارزشها و معيارهاى نبوى و ولوى، علم و تقوا، عدالت، عبوديت خدا و خشيت الهى و «ترتعد فرائسه فى المحراب»، كه روش انبيا و اوليا و مقربترين افراد به خدا بودهاست، در جامعهشان مطرح نيست. اگر تعبيرات تندتر و واضحترى نخواهيم بكنيم، آنها يك عده آدمهاى دور از دينند.[١]
٢- ٣- ٣- ٢- ١. حكومت خلفا
آنچه كه در اسلام روى آن تكيه شده اين است كه زمام امر مردم دست آنكسانى نيفتد كه انسانها را به دوزخ مىكشانند.
و مگر تاريخ اين مطلب را به ما نشان نداد؟ مگر نديديم كه با جامعه اسلامى اندكى بعد ازصدر مشعشع اسلام چه كردند و چه شد؟ و چه بر سر اين جامعه آمد؟ آن جامعه اى كه در آن، مردم قدر مردان نيك را ندانند، جامعهاى كه مردم معيارهاى نيكى را عوضى بگيرند و مردم نتوانند ناصح و مشفق و مصلح خود را بشناسند، چقدر بايد روى آن كار كرده باشند كه به اينجا رسيده باشد؟! تبليغات زهرآگينى كه از طرف دستگاههاى قدرت ظالمانه و جابرانه در ميان جامعه اسلامى انجام گرفت، به قدرى افق معلومات و بينش مردم را عوض كرد و آنها را به وضعى رساند كه گويى سياهى را سفيدى و سفيدى را سياهى مىديدند؛ به يك چنين حالتى در آمده بودند. لذا آدمى وقتى تاريخ قرنهاى دوم و سوم را مىخواند و فجايع دستگاه قدرت و خلافت را با آن بىاعتنائى و بىتفاوتى مردم مطالعه مىكند، حسرت مىخورد و تعجب مىكند كه آيا اينها همان مردمى هستند كه در مقابل حوادث زمان عثمان صبر نكردند و از اطراف
[١] - بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار كارگزاران، به مناسبت« عيد غدير خم» ٢٨/ ٢/ ١٣٧٤