ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٥٠
٢- ٢. دلايل مطلقه بودن ولايت فقيه
٢- ٢- ١. مسؤوليت ولى فقيه؛ همان مسؤوليت حكومت نبوى
همين ولايتى كه براى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) و امام در تشكيل حكومت و اجرا و تصدى اداره هست، براى فقيه هم هست.[١] قضيه ولايت فقيه يك چيزى نيست كه مجلس خبرگان ايجاد كرده باشد. ولايت فقيه يك چيزى است كه خداى تبارك و تعالى درست كرده است، همان ولايت رسول الله است و اينها از ولايت رسول الله هم مى ترسند. شما بدانيد كه اگر امام زمان (سلام الله عليه) حالا بيايد، باز اين قلم ها مخالفند با او و آنها هم بدانند كه قلم هاى آنها نمى تواند مسير ملت ما را منحرف كنند. آنها بايد بفهمند اينكه ملت ما بيدار شده است و مسائلى كه شما طرح مى كنيد ملت مى فهمد، متوجه مى شود، دست و پا نزنيد، خودتان را به ملت ملحق كنيد، بيائيد در آغوش ملت.[٢] اين توهّم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) بيشتر از حضرت امير (عليه السلام) بود، يا اختيارات حكومتى حضرت امير (عليه السلام) بيش از فقيه است، باطل و غلط است. البته فضايلحضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) بيش از همه عالم است؛ و بعد از ايشان فضايل حضرت امير (عليه السلام) از همه بيشتر است؛ لكن زيادى فضايل معنوى اختيارات حكومتى را افزايش نمىدهد. همان اختيارات و ولايتى كه حضرت رسول و ديگر ائمه (صلوات اللَّه عليهم) در تدارك و بسيج سپاه، تعيين ولات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براى حكومت فعلى قرار داده است؛ منتها شخص معينى نيست، روى عنوانِ «عالم عادل» است.[٣]
[١] - امام خمينى، كتاب ولايت فقيه، ص ٥٢
[٢] - صحيفه نور، ج ١٠، ص ٢٧
[٣] - امام خمينى، كتاب ولايت فقيه، ص ٥٠