ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٤٥
حيثيت اجتماعى اش، از راحتى اش، از آقائيش بخاطر خدا بگذرد، آيا اين ولايت على دارد؟! ولايت على را آن كسى دارد كه با على پيوندى ناگسستنى، هم از لحاظ فكر وانديشه، و هم از لحاظ عمل داشته باشد. اگر درست دقت كنيد معنايى كه از ولايت گفتم، دقيقترين و ظريفترين معنايى است كه در باره ولايت مىشود بيان كرد حالا گوش كنيد از قرآن آياتى را از سوره مائده براى شما بگويم، كه در اين آيات هم جنبه مثبت ولايت يعنى پيوند داخلى بيان شده و هم جنبه منفى ولايت يعنى قطع پيوندهاى خارجى و هم به آن بعد ديگر ولايت، يعنى اتصال و ارتباط با ولى پرداختهاست كه ولى يعنى آن قطب، يعنى آن قلب، يعنى آن حاكم و امام «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا»؛ اى كسانيكه ايمان آوردهايد، «لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ»؛[١] يهود و نصارى را (يهوديان و مسيحيان را) اولياء خود نگيريد. اولياء جمع ولى است؛ ولى از ولايت است، ولايت يعنى پيوستگى، ولى يعنى پيوسته و پيوندزده، يهود و نصارى را پيوند خوردگان و پيوستگان با خود نگيريد و انتخاب نكنيد «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ»؛ آنها بعضى اولياء و بهم پيوستگان بعضى ديگر هستند. نگاه نكنيد كه بلوكهايشان از همديگر جداست در معنى قرآن براى ضديت با اصالتهاى شما همه يك جبهه هستند، «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ»؛ بعضى هم جبهه ديگر هستند. «وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ»؛ هركس از شما كه باآنها تولى كند. تولى يعنى ولايت را پذيرفتن (از باب تفعل)، هركس كه قدم در وادى ولايت آنها بگذارد و خودش را با آنها پيوند زند و مرتبط كند، «فَإِنَّهُ مِنْهُمْ»؛ بى گمان او خود از آنان است، «إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمينَ»؛[٢] و خدا مردمان ستمگر را هدايت نخواهد كرد.
[١] - مائده: ٥١
[٢] - همان