ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٩٣
روشنفكر حساب مى كنند و مى خواهند ولايت فقيه را قبول نكنند، گوش ندهيد. اگر چنانچه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است يا خدا يا طاغوت. يا خداست يا طاغوت، اگر به امر خدا نباشد، رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غير مشروع است، وقتى غير مشروع شد، طاغوت است، اطاعت او، اطاعت طاغوت است، وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتى از بين مى رود كه به امر خداى تبارك و تعالى يك كسى نصب بشود. شما نترسيد از اين چهار نفر آدمى كه نمى فهمند اسلام چه است، نمى فهمند فقيه چه است، نمى فهمند كه ولايت فقيه يعنى چه. آنها خيال مى كنند كه يك فاجعه به جامعه است. آنها اسلام را فاجعه مى دانند نه ولايت فقيه را. آنها اسلام را فاجعه دانند؛ ولايت فقيه فاجعه نيست؛ ولايت فقيه تبع اسلام است.[١] قدرت مقننه و اختيار تشريع در اسلام به خداوند متعال اختصاص يافتهاست. شارع مقدس اسلام يگانه قدرت مقننه است. هيچ كس حق قانونگذارى ندارد؛ و هيچ قانونى جز حكم شارع را نمىتوان به مورد اجرا گذاشت. به همين سبب، در حكومت اسلامى به جاى «مجلس قانونگذارى»، كه يكى از سه دسته حكومت كنندگان را تشكيل مىدهد، «مجلس برنامهريزى» وجود دارد كه براى وزارتخانههاى مختلف در پرتو احكام اسلام برنامه ترتيب مىدهد؛ و با اين برنامهها كيفيت انجام خدمات عمومى را در سراسر كشور تعيين مىكند.[٢] اين مسؤوليت بسيار حساس و مهم، به نوبهى خود، هم از معيارها و ضابطههاى دينى
[١] - صحيفه نور، ج ٩، ص ٢٥٣
[٢] - امام خمينى، كتاب ولايت فقيه، ص ٤٤