ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ٢٢٣
كه مانع تجاوزات و ستمگريها و تعدى به حقوق ديگران باشد؛ امين و امانتدار و پاسدار خلق خدا باشد؛ هادى مردم به تعاليم و عقايد و احكام و نظامات اسلام باشد؛ و از بدعتهايى كه دشمنان و ملحدان در دين و در قوانين و نظامات مىگذارند جلوگيرى كند. مگر خلافت امير المؤمنين (عليه السلام) به خاطر همين معانى نبود؟[١] ٩. روايت سيد الشهدا (عليه السلام) در منى
از جمله اين گونه روايات، روايت تحف العقول است تحت عنوان «مجارى الامور و الاحكام على أيدى العلماء» اين روايت از دو قسمت تشكيل يافته: قسمت اول روايتى است از حضرت سيد الشهدا (عليه السلام)، كه از امير المؤمنين على ابن ابى طالب (عليه السلام) نقل فرموده، درباره «امر به معروف و نهى از منكر». و قسمت دوم نطق حضرت سيد الشهداست درباره «ولايت فقيه» و وظايفى كه فقها در مورد مبارزه با ظلمه و دستگاه دولتى جائر به منظور تشكيل حكومت اسلامى و اجراى احكام دارند. اين نطق مشهور را در منى ايراد، و در آن علت جهاد داخلى خود را بر ضد دولت جائر اموى تشريح فرمودهاست. از اين روايت دو مطلب مهم به دست مىآيد: يكى «ولايت فقيه» و ديگرى اينكه فقها بايد با جهاد خود و با امر به معروف و نهى از منكر حكام جائر را رسوا و متزلزل و مردم را بيدار گردانند تا نهضت عمومى مسلمانان بيدار حكومت جائر را سرنگون و حكومت اسلامى را برقرار سازد. اينك روايت: اى مردم، از پندى كه خدا به دوستدارانش به صورت بدگويى از «احبار» داده عبرت بگيريد؛ آنجا كه مىفرمايد: «چرا نبايد علماى دينى و احبار از گفتار گناهكارانه آنان (يعنى يهود) و حرامخوارى آنان جلوگيرى كنند. راستى آنچه انجام مىداده و به وجود مىآوردهاند چه بد بودهاست». و مىفرمايد: «آن عده از
[١] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٣٨