ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٧٨
معارف دين را بشناسد و بفهمد- يعنى راه را درست تشخيص دهد- هم داراى قدرت عملكرد باشد- كه «يا يحيى خذ الكتاب بقوّه»- هم جان و خواست و زندگى شخصى برايش حائز اهميت نباشد؛ اما جان و زندگى و سعادت انسانها براى او همه چيز باشد؛ كه اميرالمؤمنين در كمتر از پنج سال حكومت خود، اين را در عمل نشان داد.[١] ... البته علاوهى بر «تهذيب و علم» يا «علم و عدالت»، احتياج به «توانايى» هم دارد؛ بايستى قدرت اداره داشته باشد و اين يك شرط عقلى است. علاوه بر اين كه در قرآن هم اشاره شده در داستان طالوت: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً»،[٢] بعد كه آنها اعتراض مىكنند كه: «أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَهً مِنَ الْمالِ»،[٣] آنجا جوابى كه پيغمبر به آنها مىدهد اين است: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهً فِى الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ»؛[٤] يعنى توانايى جسمى هم در كنار توانايى علمى هست؛ يعنى بايد توانايى داشته باشد. البته طبيعى است كه توانايى جسمى، فقط به معناى اين نيست كه جسم سالمى داشته باشد، فكر سالمى، ذهن سالمى، و قدرت كار و قدرت اداره، شايد يكى از مصاديق توانايى جسمى باشد؛ اگر هم مصداق آن نباشد، قطعاً آن هم مورد نظر هست و شرط هست به طريق اولى.[٥] اسلام شيوه و نسخهى امامت را به بشريّت ارائه مىكند؛ يعنى اينكه يك انسان، هم دلش از فيض هدايت الهى سرشار و لبريز باشد، هم معارف دين را بشناسد و بفهمد- يعنى راه را درست تشخيص دهد- هم داراى قدرت عملكرد باشد- كه «يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّهٍ[٦]».[٧]
[١] - بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علىبنموسىالرضا عليهالسلام در روز عيد سعيد غدير خم ١٢/ ١٢/ ١٣٨٠
[٢] - خداوند( طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث( و انتخاب) كرده است.( بقره: ٢٤٧)
[٣] - چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايستهتريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!( بقره: ٢٤٧)
[٤] - خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و( قدرت) جسم، وسعت بخشيده است.( بقره: ٢٤٧)
[٥] - سخنرانى رهبر معظم انقلاب در چهارمين كنفرانس انديشهى اسلامى پيرامون حكومت اسلامى ١٠/ ١١/ ١٣٦٤
[٦] - مريم: ١٢
[٧] - بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علىبنموسىالرضا( عليهالسلام) در روز عيد سعيد غدير خم ١٢/ ١٢/ ١٣٨٠