ولايت فقيه سايه حقيقت عظمى - دفتر پژوهش فرهنگى فخر الائمه (ع) - الصفحة ١٣٦
ولايت بالاى سر اين مشعلها و چراغها نبود، چطور روغنش ته كشيد؛ خشك شد؛ بد بوشد؛ پردود شد؛ كم نور شد تا به زمان معاويه رسيد كه تحويل به يزيد داد و ديديد كه چه شد. همان چيزهايى كه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به زنهاى انصار و مهاجر گفت و گوش نكردند، همان روزهاى اول، همان پيشبينىهايى كه فاطمه زهرا كرد ولى مردم مسلمانِ غافلِ آن روز، نتوانستند بفهمند و گوش نكردند، همانها تماماً انجام گرفت؛ همان «سيف صارم»، آن شميشير خونريز، همان تيغى كه اصالتها و فضيلتها را مىكشت؛ همان دستى كه انسانها را و انسانيتها را خفه مىكرد؛ همه اينها را فاطمه زهرا گفته بود؛ قبل از فاطمه زهرا هم پيامبر گفته بود. اينها مىديدند، مىفهميدند و گفتند؛ ولى جامعه اسلامى نفهميد. گوشها سنگين و كر شد. امروز هم صداى فاطمه زهرا هنوز به گوش مىرسد؛ اى گوشهاى حساس و هشيار! بشنويد: جامعه داراى ولايت، جامعهاى مىشود كه تمام استعدادهاى انسانى را رشد مىدهد؛ همه چيزهايى كه براى كمال و تعالى انسان خدا به او داده اينها را بارور مىكند؛ نهال انسانى را بالنده مىسازد؛ انسانها را به تكامل مىرساند؛ انسانيتها را تقويت مىكند.[١]
١. مفهوم ولايت
«ولايت»، يعنى حكومت و اداره كشور و اجراى قوانين شرع مقدس، يك وظيفه سنگين و مهم است؛ نه اينكه براى كسى شأن و مقام غير عادى به وجود بياورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت ديگر، «ولايت» مورد بحث، يعنى حكومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى كه خيلى از افراد دارند، امتياز نيست بلكه وظيفهاى خطير است.[٢] اما ولايت يك جامعه به چيست؟ ولايت يك جامعه به اين است كه
[١] - سيد على خامنه اى( رهبر معظم انقلاب)، كتاب ولايت، ص ٧١- ٦٨
[٢] - امام خمينى، كتاب ولايت فقيه، ص ٥١